موضوع

فیلم خانه عنکبوت

خلاصه فیلم

“پس از انقلاب در بحبوبه ماجرای حمله نظامی به طبس تقی نیا، کامران، ثابتیان، و تیمسار چهار وابسته به نظام شاهنشاهی در ویلایی گرد آمده اند و در انتظارند تا کودتا پیروز بشود. حمله نظامی طبس شکست می خورد و چهار مرد مستاصل از وضع خود و ترس از گرفتار شدن دیوانه وار به جان هم می افتند و یکدیگر را از پا در می آورند.”

حال و هوای این روزها به گونه ای است که سراغ هر چیزی که می روی الزاما و بطور اجتناب ناپذیر رنگ و بویی از گذشته و دورانی را با خود دارد که برای هر ایرانی فی النفسه لذت بخش و غرور آفرین و در عین حال حسرت خوارانه است. حجم و تراکم برنامه های شبکه های سراسری و استانی درباره این روزهای خاطره انگیز و تاریخی به گونه ای است که هر کس بر اساس حال و هوا و ذائقه و احساسات و حضورش در این روزها بخشی از این گذشته را در خیل این تراکم جستجو و ساعاتی را با انها می گذراند. در این خصوص یازخوانی آثار سینمایی مربوط به این دوران که بطور مشخص بازخوردهای سقوط شاه را دستمایه خود قرار داده در نوع خود جالب و دیدنی است. شاید این روزها و بهانه ها فرصت خوبی باشد تا با نگاهی ولو اجمالی بضاعت و توان سینمایی مان را در تصویر کردن بزرگترین تحول اجتماعی تاریخ ایران و بعضا قرن گذشته محک بزنیم. پخش فیلم سینمایی خانه عنکبوت در جمعه شب ۵ بهمن از شبکه سوم سیما به بهانه چنین روزهای فرخنده ای فرصت خوبی بود تا بار دیگر به سه دهه پیش و سینمایی که ولو شتابزده مضامین و موضوعات مربوط به ان تحولات را دستمایه قرار داده نقب بزنیم. از شما چه پنهان نگارنده توفیق و سعادت این را داشته که در بخش زیادی از این اتفاقات حضور داشته باشد، و یقین دارم لذت بودن و حضور در ان روزها را هیچکس با هیچ چیز حاضر به معاوضه و تاخت زدن نیست. از این رو تلاش می کنم تا حد امکان و بضاعت نسل امروز و بخصوص مخاطبان جوان خود را در بخشی از این لذت شریک کنم. این مقدمه ظاهرا بی ربط شاید برای وارد شدن به موضوع اصلی یعنی بازخوانی فیلم خوش ساخت و البته خاطره انگیز خانه عنکبوت ضروری باشد. داودنژاد کارگردان خانه عنکبوت در زمره کارگردانان قبل از انقلاب است. اثار او در سالهای آغازین پیروزی انقلاب به تاثیر از شرایط اجتماعی و سیاسی کم و بیش می توانند بخشی از فضا و ان شرایط را نمایندگی کنند. مضاف بر اینکه نام خانه عنکبوت و محتوای فیلم آشکارا الهام گرفته از تعابیر و آیات قرآنی می کند که توجه به ان در ان سالها در نوع خود گرایش و حسن انتخاب او را به انتخاب مضامین قرآنی و پیوند زدن با موضوعات روز نشان می دهد. رویه و گرایشی که اگر چه چندان قوام و دوام نیافت اما به هر حال در نوع خود حس و حال دینی یک فیلمساز و ضرورت های ان را مورد تاکید قرار می دهد. با نگاهی گذرا به عوامل سازنده فیلم در ان سالها که تمامی از عوامل حرفه ای و با سابقه سینما هستند، گرایش داودنژاد به تولید فیلم حرفه ای در ان سالها را نشان می دهد. استفاده از بازیگران خوش نام و حرفه ای از جمله استاد انتظامی، داود رشیدی، جمشید مشایخی و در کنار اینها حضور مسعود بهنود روزنامه نگار و محقق تاریخ در یکی از نقش های فیلم از نکات حائز اهمیت فیلم است. بعلاوه حضور اصغر رفیعی جم، در مقام فیلمبردار، مهدی رجائیان در مقام تدوینگر، از نقاط حرفه ای کار است. اما در مورد مسعود بهنود لازم به توضیح است که او در واقع در فیلم به نوعی نقش خودش را بازی می کند. نقش روشنفکر وابسته و مستاصلی که در مسیر اتفاقات و تحولات به نوعی دچار استحاله و تحول می شود. و جالب اینکه زندگی واقعی او پس از انقلاب نیز به نوعی این حدیث نفس را تکمیل می کند. مسعود بهنود در حافظه اهل کتاب و سیاست و تاریخ و تحولات اجتماعی معاصر ما نام آشنایی است. او یک روزنامه نگار حرفه ای و البته محقق تاریخ و در عین حال روشنفکر است که طی سالهای اخیر پیچ و تاب های زیادی خورده است. اما خوشبختانه و به نسبت همفکران و همقطاران اش اگر چه پا به پای انقلاب پیش نیامده اما به نسبت واقع بین تر و منصفانه تر از خیلی از با موضوع انقلاب و تحولات اجتماعی ان برخورد و کنار آمده است. اگر چه ایشان در حال حاضر ترک وطن نموده و در غرب اقامت دارد اما به تناوب درباره وقایع داخلی و تحولات سیاسی اظهار نظر های منصفانه ای دارد. اشاره به وضعیت بهنود در این مجال در واقع به بخشی از موضوع فیلم و حس و حال ان بر می گردد. به اینکه بعضا پاره ای تجربه های ناخواسته از سوی بعضی افراد در آینده شان به نوعی تاثیرگذار و تعیین کننده است. چنانچه اشاره شد در فیلم بهنود نقش یکی از عوامل کودتا بر علیه انقلاب را بازی می کند که بطور مشخص طبقه خودش را نمایندگی می کند. همانگونه که سه شخصیت موازی نیز به نوعی طبقه و قشر خاص خود را نمایندگی می کنند. مناسبات این چهار نفر به موازات شکست عملیات به تشدید تضادها و دیدگاه ها و البته تضاد منافع هر یک با هم منتهی می شود و در نهایت همدیگر را به دست خود نابود می کنند. فضای تجریدی و منقطع فیلم با حضور این چهار شخصیت در واقع بیش از هر چیز به فیلمساز این امکان را می دهد تا بر روی مناسبات و انگیزه های شخصی و روانی هر یک از شخصیت های اش زوم کند و به اصطلاح انها را از منظری کاملا اکسپرسیونیستی و درونی مورد تجزیه و تحلیل قرار بدهد. این نگاه غیر متعارف در ان سالهای اولیه که همه چیز را معطوف به سطح روابط و اتفاقات و ماجراها می کرد در نوع خود حکایت از تفاوت اساسی در دیدگاه های داودنژاد می کرد. به این درونمایه منحصر نگاه کاملا شخصیت پردازانه داودنژاد را علاوه کنید. داودنژاد در این اولین تجربه اش بعد از انقلاب تلاش می کند مناسبات یک جامعه وابسته را در قالب این چهار شخصیت بطور نمادین بازخوانی و تصویر کند. اینکه منافع شخصی هر یک از این اقشار با چه مکانیزم هایی در تقابل با اعتراضات توده ای بتدریج رنگ می بازد و در نهایت خط و صف متحد انان را تحت الشعاع قرار می دهد. خانه عنکبوت در کنار فیلم اشباح ساخته رضا میرلوحی از معدود فیلم هایی بودند که در ان دوران به بقایای رژیم شاه کاملا متفاوت و درونگرا نگاه می کردند. وجه مشخصه خانه عنکبوت و خانه اشباح این بود که آدم های اش در چالش با درون خود منحط ترین خصلت های ضدانسانی و ضداخلاقی شان عینی و بروز می یافت. این نگاه گاه چنان عمیق و روانکاوانه بود که در لحظاتی حتی حس ترحم مخاطبان را نیز با خود همراه می کرد. خانه عنکبوت در واقع بازنمایه تاثیرات بیرونی این چالش ها و درگیری ها را بر روی یکدیگر نشان می داد و خانه اشباح این تاثیرات را در نهادهای شخصی و درونی کاراکترها برجسته می کرد. در این میان شخصیت کامران(مسعود بهنود) که اشاره شد قرابت قریبی با شخصیت واقعی او دارد، به این معنی که یاس و استیصال حاکم بر فضا در تقابل با فرجام او به نوعی امید و آینده را در پیش روی این نمونه ها زنده نگه می دارد. شخصیت او در تقابل با مابقی شخصیت ها که متاثر از منافع فردی و طبقاتی شان عمل می کنند، بواسطه تعامل با کتاب و فراگیری و تاثیرگیری از واقعیت زمخت اطراف که او را به دیگرگونه دیدن واقعیت رهنمود می سازد، شخصیت ها را از یک سونگری جزمی و خشک به امکان بازگشت به منزلت انسانی تغییر می دهد. در نقطه مقابل این شخصیت می توان به شخصیت تیمسار یعنی داود رشیدی اشاره کرد. نمونه ای که به دلیل حضورش در متن خشونت تئوریزه شده و سنگین امکان استحاله و بازگشت او تقریبا غیر ممکن می نماید. مکانیزم تعامل و نزدیکی این شخصیت ها در بحران ها نیز به نوعی نشانگر یک رابطه کلی تر در سطح جامعه است. روابطی که هر یک بر اساس منافع مشترک تنظیم و در زمان مقتضی جای خودش را به حذف به مثابه تنها امکانی برای بقا و ماندن می دهد. اهمیت جدی گرفتن فیلم هایی از نوع خانه عنکبوت شاید در این زمان و به دلیل فاصله گرفتن از ان فضا و اتفاقات شاید به چشم نیاید، اما اگر فیلم های از نوع خانه عنکبوت و اشباح را در جغرافیای خودشان نگاه کنیم بتوان ادعا کرد از نمونه های به یادماندنی در تاریخ سینمای بعد از انقلاب باشند. اگر این فیلم ها به لحاظ کمی و کیفی رشد نکردند و مهجور و در بایگانی ذهن ما خاک خوردند به این دلیل بود که التفات جدی و مناسبی به انها نشد. امثال داودنژاد از همان روزها و سالها آگاهانه در چی این فکر بودند که اندیشه را به هر حال به سینما الصاق کنند. اما حضور این افراد محدود در مقایسه با ان کمیت ساده نگر و دنباله رو گیشه و … نگذاشت ایده این گونه فیلمسازان پا بگیرد. و جالب اینکه بدانیم داودنژاد حتی سالها بعد وقتی فیلم سالم و سازنده ای همچون نیاز را نیز ساخت، آنگونه که باید و شاید مورد توجه و الفتات قرار نگرفت و متاسفانه او را ناگزر کردند به سوی سینمای معمول و خنثی ایی از نوع مربای شیرین برود و بکلی دور سینمای اخلاق گرا و متفکر را خط بکشد. بازخوانی این فیلم ها و کارگردانان در این روزها و با بهانه انقلاب به هر حال می تواند به نوعی حسرت خوارگی و تاسف از بابت از دست دادن چیزهای با ارزشی در حوزه سینما منجر شود. شاید پخش و تماشای مجدد خانه عنکبوت فرصت خوبی باشد تا به خودمان بیایم و روزگار سازنده خانه عنکبوت را پس از سه دهه تلاش و ممارست برای ساخت و بنای سینمای انقلاب در واقعیت بیرون از ذهن و رویاپردازی ببینیم و افسوس بخوریم. به اینکه امثال داودنژاد می توانستند قله های رفیع تری از سینمای ارزشی را تجربه و پشت سر بگذارند که اما به هزار و یک دلیل نشد و شاید نگذاشتند که بشود.

برچسب‌ها:
سه شنبه, اسفند ۱۳م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم خانه ی عنکبوت

*«خانه عنکبوت»
فیلم سینمایی «خانه عنکبوت» به کارگردانی علیرضا داوودنژاد جمعه ۴ بهمن ساعت ۲۳ از برنامه صدفـیـلـم شبکه سه سیما پخش می‌شود.
در خلاصه داستان فیلم آمده: پس از انقلاب در بحبوحه ماجرای حمله نظامی طبس چهار مرد (تقی‌نیا، کامران، کاپیتان و تیمسار) که وابستگی‌هایی به نظام سرنگون شده سلطنتی دارند در ویلایی گرد آمده‌اند و در انتظارند تا کودتا پیروز شود. حمله نظامی طبس شکست می‌خورد و چهار مرد مستاصل از وضع خود و ترس از گرفتار شدن به جان یکدیگر می‌افتند.
جمشید مشایخی، داوود رشیدی، عزت الله انتظامی و مسعود بهنود در فیلم سینمایی «خانه عنکبوت» تولید سال۱۳۶۲ بازی کرده‌اند.

برچسب‌ها:
سه شنبه, اسفند ۱۳م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »