فیلم های ایرانی

فیلم مردان پرپسپولیس

حدود سه ماه پس از قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر هفتم،فیلم مستند «مردان پرسپولیس» در کیوسک های مطبوعات به فروش می رسد. با صرف یک اسکناس هزار تومانی می توانید برش های تصویری جالبی از داستان قهرمانی پرسپولیس را ببینید. از زمانی که قطبی در جشن تولد شیث رضایی حرکات موزون ایرانی انجام می دهد تا صحنه های مربوط به دعواهای رختکن پرسپولیس پس از شکست این تیم مقابل استقلال اهواز. پروژه ساخت این فیلم از مرداد سال گذشته آغاز شد. 

    تهیه کننده فیلم «مردان پرسپولیس» پس از مذاکره با حبیب کاشانی راضی شد که ۷۰ میلیون به حساب پرسپولیس بریزد تا دوربین فیلمش در رختکن و هتل محل اقامت پرسپولیس در بازی های مختلف حاضر شود. فیلم مردان پرسپولیس، پس از تدوین، حدود دو ساعت بود اما طبیعی بود که باشگاه پرسپولیس مجوز پخش صحنه های درگیری در رختکن پس از باخت به استقلال اهواز و تصاویر درگیری قطبی و نیکبخت را صادر نکند. 

    جالب است که پس از سانسور صحنه های خاص، حالامدت این فیلم به ۵۲ دقیقه رسیده است. اما همین فیلم تقریباً کوتاه هم آنقدر نکته جالب داشته و با اقبال عمومی مواجه شده که تهیه کنندگان برای ساخت فیلم مستند فصل جاری پرسپولیس، با مدیرعامل این باشگاه وارد مذاکره شوند. حبیب کاشانی پیش از خروج از باشگاه پرسپولیس، با تهیه کننده فیلم مردان پرسپولیس به توافق ۲۰۰ میلیونی رسیده بود و قرار بود در ازای واریز این مبلغ به حساب پرسپولیس، فیلم فصل جاری مردان پرسپولیس ساخته شود. داریوش مصطفوی اما پس از گرفتن جای کاشانی، بر سر مبلغ قرارداد با تهیه کننده فیلم به توافق نرسید تا ساخت «مردان پرسپولیس۲» منتفی شود.

    با این حال هزینه کردن هزار تومان برای تماشای نماهایی جذاب از داستان قهرمانی فصل قبل پرسپولیس می ارزد. تدوین جالب مردان پرسپولیس، ریتم تندی به فیلم داده که آن را جذاب تر کرده است. اگر حبیب کاشانی در پرسپولیس می ماند، پروژه ساخت «مردان پرسپولیس ۲» از دو هفته پیش شروع شده بود. به هر حال تماشای فیلم مردان پرسپولیس به خصوص برای هواداران این تیم جالب است.

    این فیلم را می توانید از کیوسک های مطبوعات تهیه کنید: فیلمی که نسخه اصلی آن بیش از دو ساعت بود اما نسخه یی که شما تهیه می کنید، کمتر از یک ساعت است. تا امروز فروش این فیلم خیلی خوب بوده و استقبال از آن شاید مدیرعامل پرسپولیس را از نپذیرفتن قرارداد تازه با تهیه کننده «مردان پرسپولیس» پشیمان کند. هرچند شاید تصمیم داریوش مصطفوی به آگاهی از حواشی تهیه این فیلم در پایان فصل جاری برگردد.

برچسب‌ها:
جمعه, اسفند ۹م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

داستان فیلم قصه ها

“امیر” پسری است که با پدر و برادرش دربندرانزلی زندگی می کند و رابطه او با دوستان ناباب مدام برای پدرش مشکل ساز می شود. پدر”امیر” کاری برای او در یک کارخانه پلاستیک سازی درتهران پیدا می کند.”امیر” در کارخانه با پسری به نام “احمد” هم اتاق می شود. چند کارگر شرور هم در کارخانه هستند که از “احمد” که خرجی خانواده اش را می دهد، اخاذی می کنند، تا این که “امیر” جلوی آنها می ایستد و سردسته شان “ناصر” را زخمی می کند. کم کم بین “امیر” و دختر رییس کارخانه، “عسل”(که نامزدپسرعمویش است ولی به اوعلاقه ای ندارد) رابطه ای عاطفی به وجود می آید. “ناصر” که از “امیر” کینه به دل دارد، سرپرست داخلی کارخانه “یعقوبی”(برادررئیس کارخانه) رادر جریان عشق آن دو قرار می دهد و “یعقوبی” با مشورت رییس کارخانه “امیر” را اخراج می کند، چون “عسل” را برای پسرش(”حسام”) خواستگاری کرده است. اما “عسل” به خاطر “امیر” تن به ازدواج با پسر “یعقوبی (”حسام”) نمی دهد و پدرش اورادرخانه زندانی می کندتاباصطلاح سرعقل بیایدولی”عسل”درخانه دست به اعتصاب می زند. “حسام”وپدرش که”امیر”راعلت اصلی عدم ازدواج”عسل”می دانند”احمد”راگروگان می گیرندواز”امیر”می خواهندبرای آزادی دوستش به محل متروکی بیاید. کم کم حال “عسل” آن قدر بد می شود که پدرش راضی می شود “امیر” را برگرداند، غافل از اینکه “یعقوبی” توسط “ناصر” و دارودسته اش “امیر” را شکنجه داده و معتاد کرده اند. رودرویی “امیر” و پدر “عسل” هنگامی است که “امیر” کاملاً معتاد و از دست رفته است. او به کمک پدر “عسل” اعتیادش را ترک می کند. اما “امیر” قبل از ازدواج با “عسل” پی می برد که مبتلا به ایدز شده است.”عسل”باعلم به بیماری”امیر”بازهم قصدازدواج بااوراداردکه بامخالفت خانواده اش روبرومی شود. “امیر” به نزدپدرش دربندرانزلی بازمی گردد وتنها نامه ای برای “عسل” می گذارد و به سمت دریا می رود. “عسل” به اتفاق خانواده اش به جست و جوی “امیر” به شمال می رود و با پی بردن به خودکشی “امیر”، خود را به دریای خروشان می سپارد.

برچسب‌ها:
پنجشنبه, اسفند ۸م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم قصه ها

سینمای ما – مصطفی جوادی: نمی خواهیم مشخصاً به قصه دلها بپردازیم. بیشتر می خواهیم به یک بازنگری در نوعی از سینما برسیم ، که
(( قصه دلها )) یک نماینده تمام و کمال آن است. معمولاً باور بر این است که شعف فیلم دیدن، فقط ناشی از تماشای آثار خوب و خوش ساخت است. اگر اینطور فکر می کنید ، باید بگویم از لذت تماشای یک فیلم (( بدِ واقعی )) محروم شده اید. فیلم هایی که زیر تمام استانداردهایی که می شناسید ، اما با افتخار و اعتماد به نفس کامل ساخته می شوند، اما اصالتشان در (( بد بودن )) احترام برانگیز است. با اطمینان، چنین (( بد)) هایی را ترجیح می دهم به آن (( بد )) هایی که به هر زحمتی که هست می خواهند خودشان را موجه جلوه دهند و سرانجام تبدیل می شوند به فیلم های (( خوب تقلبی )). شبیه همان وقتهایی که این
(( آدم های خاکستری )) کفرمان را درمی آورند و از ته دل ، یک (( بَدمن)) کلاسیک می خواهیم. قرار گرفتنِ بی واسطه در مقابل عنصر (( بد )) منجر به تخلیه یک انرژی درونی میشود ، که شاید در نمونه هایی که (( بد )) را پنهان می کنندهمه اش صرف اثبات وجود این بدی می شود.
آثار مورد بحث ما با غلط املایی هایِ نامحدودشان، با رعیات نکردن ابتدایی ترین اصول سینما و بدون اینکه تلاش نافرجام آثار (( خوب تقلبی )) را برای بهتر شدن تکرار کنند ، ناخودآگاه به سمت نوعی هجو ِ ناخواسته می روند که همین، اسکلتِ لذت ما را می سازد. در یک پدیده کمیک، عدم آگاهی آن عنصر کمیک از چیزی که هست، باعث می شود مخاطب احساس کند که به یک پدیده واقعی با همه جدیت اش می خندد و دیگر لازم نیست در برابر کسی که (( قصد دارد)) او را بخنداند، گارد بگیرد. پس این آثار با کمدی ناخواسته شان، می توانند در سطح بالایی از لذت کمیک جای بگیرند.
در (( قصه دلها ))مصادیق دم دستی فراوانی وجود دارد. بی معنایی مفهومی به نام راکورد نوری، تماشای یک نمای کاملا بی دلیل از تیلت روی یک صندلی، سیگاری که به ته رسیده و دیدن آن در نمای بعد در حالی که بلندتر شده، کات شدن به وسط یک دیالوگ در سکانس بعد، دهان بسته ای که دارد دیالوگ می گوید و خیلی چیزهای دیگر، به جای اینکه ناراحت کننده باشند، برای کسی که لذت را می شناسد می تواند بسیار هم مفرح باشد. کسی مثل تیم برتون که با کشف این لذت های پنهان، به (( اِد وود )) ارزشی دوباره می بخشد.این جزئیات دوست داشتنی، جدا از چیزهای بهتری است که می توانید در حوزه هایی مثل سیر روایت ، شخصیت پردازی ها، موقعیت ها نمایشی و از این دست پیدا کنید ،که البته کمی سخت تر است و با تمرین در دیدن فیلم های بد ، به دست می آید.به هر حال باید از این سینما حمایت کرد. وقتی اثری می تواند اینقدر آدم را سرحال بیاورد ، چرا باید به نبرد با آن پرداخت. خیلی ناراحت کننده است که چنین فشارهایی ، این فیلم ها را به سمت (( خوب تقلبی )) شدن سوق بدهد.در شرایط فعلی ، آنها حداقل هویت خودشان را دارند. جایگاهشان مشخص است. آنها فیلم های (( بد )) هستند. یک چیزی را می دایند؟ فیلم متوسط وجود ندارد!

برچسب‌ها:
پنجشنبه, اسفند ۸م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم قصه ها

کارگردان:     هوشنگ درویش پور
نویسنده:     هوشنگ درویش پور
تهیه کننده:     منصور حیدری
بازیگران:

حامد ملک ، لیلا اوتادی ، مهدی امینی خواه ، شهرام عبدلی ، رحیم نوروزی
خلاصه داستان:

امیر که بتازگی در رشته مهندسی فارغ التحصیل شده، به دلیل نبود کار در شهرستان، جوانی خود را بدون هدف سپری می کند تا این که بنا به راهنمایی پدر، برای کار در کارخانه ای راهی تهران می شود و در آنجا با دختری آشنا می شود و این آشنایی منجر به حوادث تلخ و شیرینی برای او می شود.

برچسب‌ها:
چهارشنبه, اسفند ۷م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم قرمز

هستی که همسرش فوت کرده و یک دختر کوچک دارد با مردی متمول به نام ناصر ازدواج می کند. ناصر مرد بدبینی است و همیشه به هستی شک دارد و او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد و هر بار که زن تقاضای طلاق می کند با معذرت خواهی از او و ابراز عشق، او را به خانه باز می گرداند. تا اینکه یکبار وقتی هستی تصمیم قطعی می گیرد، او با ترفندی دخترش را گروگان می گیرد و با کشاندن هستی به خانه مادرش؛ با همدستی خواهرش، هستی را حبس می کند و طوری او را کتک می زنند که بیهوش می شود. ناصر که به اشتباه فکر می کند هستی مرده، خواهرش را مقصر می داند و او را می کشد و فرار می کند. هستی که قبلاً با دخترش از خانه ی مادر ناصر گریخته بود به دادگاه می رود و بطور غیابی طلاق می گیرد. بعد از چندی ناصر دوباره به سراغ هستی می آید تا او را بکشد، ولی هستی در دفاع از خود او را می کشد.هستی که همسرش فوت کرده و یک دختر کوچک دارد با مردی متمول به نام ناصر ازدواج می کند. ناصر مرد بدبینی است و همیشه به هستی شک دارد و او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد و هر بار که زن تقاضای طلاق می کند با معذرت خواهی از او و ابراز عشق، او را به خانه باز می گرداند. تا اینکه یکبار وقتی هستی تصمیم قطعی می گیرد، او با ترفندی دخترش را گروگان می گیرد و با کشاندن هستی به خانه مادرش؛ با همدستی خواهرش، هستی را حبس می کند و طوری او را کتک می زنند که بیهوش می شود. ناصر که به اشتباه فکر می کند هستی مرده، خواهرش را مقصر می داند و او را می کشد و فرار می کند. هستی که قبلاً با دخترش از خانه ی مادر ناصر گریخته بود به دادگاه می رود و بطور غیابی طلاق می گیرد. بعد از چندی ناصر دوباره به سراغ هستی می آید تا او را بکشد، ولی هستی در دفاع از خود او را می کشد.

برچسب‌ها:
چهارشنبه, اسفند ۷م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

قرنطینه

کارگردان : منوچهر هادی

تهیه کننده : محمد نشاط

فیلمنامه‌نویس: م. هادی، سعید دولتخانی

فیلمبردار: رضا رخشان

تدوینگر: بهروز افخمی

موسیقی: ناصر چشم‌آذر

چهره‌پرداز: مهری شیرازی

مدیر تولید: محمد نشاط

صدابردار: بهمن حیدری ، وحید دوزنده

صداگذار: بهروز شهامت

طراح صحنه و لباس: فرهاد ویلکیجی

جلوه‌های ویژه: عباس شوقی

بازیگران : حمید گودرزی، نیوشا ضیغمی، افسانه بایگان، رضا عطاران، رضا رویگری، خاطره خالقی، شهره سلطانی، سجاد قراگزلو

۹۵ دقیقه

خلاصه فیلم : سهیل جوان متمول و خوشگذران تصادف می‌کند ولی به وسیله سمیه از مرگ نجات پیدا می‌کند.

برچسب‌ها:
سه شنبه, اسفند ۶م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم قرنطینه

فیلم سینمایی « قرنطینه » که در سال جاری تولید شده اکنون درحال نمایش در بخش خارج از مسابقه بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر است .  این فیلم درباره پسر جوان و متمولی به نام سهیل است که پس از تصادف با خودرویی که راننده آن دختری به نام سمیه است عاشق او شده و دختر نیز عاشق سهیل می شود اما برای عقد ازدواج با مشکلاتی روبرو می شوند زیرا هنرپیشه نقش اول فیلم از خانواده ای متمول است اما به علت مخالفت ها و به ویژه مخالفت پدر نمی تواند ازدواج کند; اما با این حال ارتباط شان را با یکدیگر ادامه می دهند! در ادامه سمیه دچار بیماری سرطان می شود و مجبور می شود شیمی درمانی کند. سمیه سپس به بهانه شیمی درمانی و ریختن موهای سرش بدون حجاب و گریبان باز در صحنه های فیلم حضور می یابد و تنها پوشش او مانتو است و از گردن به بالا کاملا برهنه است و دیگر بیمار این بخش نیز که یک دختر است به همین صورت در صحنه های فیلم حضور یافته است . این درحالی است که مجری طرح مدیر تولید تهیه کننده کارگردان بازیگر نقش اول فیلمبردار دستیاران فیلمبردار صدابرداران طراح صحنه و لباس تدوین گر و دیگر متصدیان تهیه این فیلم همگی مرد هستند و در تمام صحنه ها نیز حضور دارند که عکس هایی از آن تاکنون در رسانه ها انتشار یافته است . در این خصوص متن سئوال و جوابی که نظر برخی از مراجع معظم تقلید را منعکس می کند از نظر خوانندگان گرامی می گذرد.
محضر مبارک مراجع معظم تقلید :
سلام علیکم
خانمی موی سرش را از ته می تراشد و بدون هیچ گونه روسری و پارچه ای که سر وگوش را بپوشاند در فیلم های سینمایی ایفای نقش می کند. حضور خانم ها با چنین وضعی در اجتماع چه حکمی دارد آیا تراشیدن موی سر باعث منتفی شدن حکم حجاب است
پاسخ آیت الله سیستانی (دام ظله ) : خیر
پاسخ آیت الله مکارم شیرازی (دام ظله ) : حجاب تنها مربوط به موی سر نیست بلکه علاوه بر موی سر خود سر را نیز باید بپوشانند. تنها گردی صورت و دستها تا مچ استثنا است .
منبع: روزنامه جمهوری اسلامی ۱۸ بهمن صفحه دوم ستون جهت اطلاع

برچسب‌ها: ,
سه شنبه, اسفند ۶م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم ضامن

نقد فیلم ضامن

شب جمعه منزل مادر خانم بودیم که باجناق (ژیان) ما هم آمد و نشسته بودیم که، برادرشان زنگ زد که داداش شبکه سه یک فیلم آمریکائی نشان می دهد (ایشان خیلی علاقه به فیلم آمریکائی دارد) سریع کنترل را د دست گرفت و به سراغ شبکه سوم رفت، ولی همگی دیدیم یک فیلم ایرانی است، جالب این که اسم فیلم (ضامن) با مصیبتی که اخیراً برای ایشان پیش آمده بود یکی بود و همه کلی خندیدیم و تا آخر نشستیم و فیلم را تماشا کردیم.

یکی از کلماتی که این روزها ورد زبان مردم است، این جمله است«هیچ کس ضامن کسی نمی شود» راستی همه افرادی که برای گرفتن چندرغاز وام قرض الحسنه نیاز به ضامن دارند باید با این جمله مواجه شده و از گرفتن وام منصرف شوند؟

برویم سراغ داستان فیلم؛- البته باید یاد آور شوم که در موقع تماشای فیلم فکر نقد و بررسی آن نبودم تا نکات مهمش را یادداشت کنم- کمی بعد از تمام شدن فیلم به فکر نوشتن این نکات افتادم که کمی هم دست و پا شکسته است و از این بابت عذر می خواهم.

این فیلم فارغ از کار هنری و فیلم سازی و تخصصی دارای بار معنوی ریز و قابل تأملی بود که یک داستان از سه زاویه دیده شده بود و شیوه جالبی در فیلمسازی بود.

داستان اول «رضا»:

رضا همان کسی بود که برای دوستش ضامن شده بود و دوستش در حق او نامردی کرده و متواری شده بود و او به پنج سال زندان محکوم می شود و همسرش (لیلا) بخاطر تأمین معاش مجبور می شود در یک بیمارستان کار خدماتی کند و کرایه خانه و خرجی خود را تهیه کند، پسرشان که در دبستان درس می خواند و بخاطر به زندان افتادن پدر افت تحصیلی کرده و معلم از او درخواست می کند پدرش را به مدرسه بیاورد ومادرش از مدیر خواهش می کند که اگر ممکن است خودش به مدرس برود، چون پدرش در زندان است، خانم دکتر «آفاق» صدای لیلا را می شوند و او را با خودروی مدل بالایش تعقیب کرده و سر از کارش در می آورد و اول طلبکار را راضی می کند و بعد مقدمات آزادی همسر لیلا را(بعد یک سال زندانی) فراهم می کند و رضا پس از آزادی از زندان به سراغ دوستش می رود که همسرش می گوید از او خبر ندارد، رضا برای جبران عقب افتادگی مالی سراغ دوست قبلی خود می رود تا با کمک او ماشینی بخرد و کار کند و….

داستان دوم «لیلا»:

لیلا که بخاطر زندانی شدن همسر از  طرفی نمی خواهد با کمک مادرش زندگی کند و از طرفی پسر و پدر شوهر مریضش باعث می شوند که به کاری دست بزند، که در خلال کار در همان بیمارستان خانم دکتر صدایش را می شنود و بدون اینکه خودش بفهمد به او کمک می کند و هم همسرش را آزاد می کند و هم تمام بدیهی همسرش را می دهد و آرامش محسوسی به زندگی لیلا می دهد، و لذت شادی را در خانواده لیلا مشاهده می کند.

از طرف دیگر خانم دکتر پسری دارد که به بیماری سرطان حنجره مبتلاست و از مداوای او نا امید شده اند، و خود نیز به نوعی گرفتار است.

پسر خانم دکتر که ساعد نام دارد به رشته فلسفه علاقه زیادی دارد و شاید بخاطر بیماریش خود را به خدا نزدیکتر دیده، سعی در شناخت فلسفه هستی دارد و با مطالعه کتاب آموزش فلسفه شهید مطهری و کتابهای آموزشی دیگر علاقه خود را به این رشته نشان می دهد.

این خانم دکتر با ارتباط معنوی و نماز و رفتن به زیارت و نذر قصد دارد شفای پسرش را بگیرد و به رفتن نزد بهترین جراحان غربی هم امیدی ندارد.

داستان سوم«آفاق»

در این فیلم زندگی خانم دکتر با زندگی لیلا و رضا به نوعی گره خورده و گویا راه حل مشکل آفاق در حل مشکل رضا نهفته است و یا اینکه راه خیر رسانی توسط این خانم برای دیگران باز می شود، خانم دکتر که ماشین خود را در عوض بدیهی رضا داده و دیگر ماشین ندارد، به خانه بر می گردد و به مناجات با خدا می پردازد و پس از مدتی قرار است با پسرش به زیارت یک امامزاده بروند، همین که از خانه بیرون می آیند رضا پشت در است و می آید جلو و ابتدا خودش را معرفی نمی کند ولی خانم دکتر او را می شناسد، رضا پول بدیهی خود را که دوست فراریش آورده به او می دهد، ابتدا خانم دکتر از پس گرفتن پول صرفه نظر می کند ولی رضا می گوید شاید این پول درد کس دیگری را هم دوا کند؛ بعد می پرسد جائی می رفتید؟ جواب می دهند بله ولی مزاحم نمی شویم، خلاصه سوار ماشین رضا می شوند که تازه برای کار خریده بود و با هم به امامزاده می روندآورده در پاکتی گذاشته و همراه گلی به بربیبیبیبییبیبی============== و پس از زیارت برمی گردند به سمت منزل، در بین راه ساعد یه سی دی از کیف خود خارج می کند که این را بگذار تا گوش کنیم، رضا سی دی را در دستگاه قرار می دهد و صدای تلاوت قرآنی را می شوند، او انتظارداشت موسیقی شادی باشد و کمی ناراحت می شود که این صدا حزن آفرین است بهتر نبود صدای شادتری می گذاشتی؟ مادرش می گوید این صدای تلاوت قرآن ساعد است، که الآن نمی تواند قرآن بخواند.

خلاصه در یک جا ماشین پنچر می شود و مجبور می شوند برای تعویض لاستیک توقف کنند، فرصتی پیش می آید تا مادر ساعد(خانم دکتر) او را نصیحت کند (رضا می گوید: این همه مشکلات چرا؟) که چرا اینقدر بی صبری؟رضا می گوید وقتی پسری به این خوبی قرآن تلاوت می کند چرا باید سرطان حنجره بگیرد؟ ساعد با اشاره به مضمون آیه قرآن می گوید: ما هر چه خوبی باشد، از خودمان می بینیم و هر چه بدی باشد از خدا و  کوتاهی هایمان خدا را مقصر می دانیم.

ضمن اینکه سلامتی نعمت است و بیماری حکمت، ما نعمت را درک می کنیم ولی خیلی مواقع حکمت را نمی فهمیم، و اقدام به کارهای غلط می کنیم؛ رضا شعر معروف« هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند» را برای رضا می خواد و می گوید خدا می خواهد برای محک زدن و ساختن انسان، او را به مشکلات گرفتار می کند، و این کار را بیشتر با دوستان خود می کند تا خوب پخته شوند و نصایح ساعد در رضا کم کم اثر می گذارد و او را در اعتقادش محکم تر می کند، و پایان فیلم.

نتیجه: نویسنده و کارگردان فیلم سعی داشتند امور مادی را با مسائل معنوی ارتباط بدهند و دست یداللهی خداوند را در رسیدگی امور بندگان در اوج گرفتاری گوشزد نمایند، و پول تنها حلال مشکلات نیست؛ هر کس دارای ابعاد مختلف زندگی است که نباید از آن غافل باشد، در برخی افراد این هوشیاری در این دنیا بوجود می آید ولی در برخی دیگر به فرمایش پیامبر بزرگ « مردم خوابند، وقتی که بمیرند از خواب بیدار خواهند شد» این هوشیاری پس از مرگ خواهد بود.

برچسب‌ها: ,
دوشنبه, اسفند ۵م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم ثریا

فیلم جدید سیروس نورسته با دستمایه سنگسار زنان متهم به ارتکاب زنا در کشور روایت غریبی در نزد بیننده ایرانی و غیرایرانی نیست.

«سنگسار ثریا.میم» به کارگردانی سیروس نورسته در بخش دیسکاوری سی و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز به نمایش درآمد.

در این فیلم شهره آغداشلو، بازیگر هالیوود، سرگذشت زنی به نام ثریا را در یکی از روستاهای دورافتاده کشور روایت می‌کند که با اتهام ناروای زنا در یک جامعه سنتی قربانی شده است.

شهره آغداشلو بازیگر ایرانی و نامزد جایزه اسکار، در این فیلم در نقش زهرا داستان تکان‌دهنده مرگ خواهرزاده خود ثریا را برای «جیم کاویزل» در نقش یک خبرنگار فرانسوی بازگو می‌کند.

سنگسار ثریا.میم براساس کتابی به قلم فریدون صاحب جم ساخته شده و در یکی از کشورهای خاورمیانه به زبان فارسی فیلمبرداری شده است.

نورسته کارگردان ایرانی مقیم آمریکا در توضیح این فیلم می‌گوید: داستان ثریا یکی از داستان‌هایی است که درمورد زنان بی‌شماری در ایران اتفاق افتاده و هنوز هم ادامه دارد.
وب‌سایت رسمی فیلم
برای مشاهده اینجا را کلیک کنید

این فیلم آزار زنان ناشی از اتهام‌های ناروا و نادیده گرفتن حقوق آنان به تصویر درآمده که باید بابت زدودن این چهره ناروا عذاب و رنج زیادی تحمل کنند.

به گفته نورسته، این فیلم درمورد زنان بی‌صدایی است که تنها سلاح آنها بی‌گناهی و شرافت است و با نیروهای متعصب ظالمی که شهر آنها را به تاراج برده‌اند، هیچ همخوانی ندارند.

پرداختن به جزئیات لباس زنان، شرایط روستاهای ایران و به تصویر کشیدن آداب و رسوم روستاها ازجمله دلایل ساخت این فیلم به زبان فارسی با هنرپیشگان فارسی زبان در یکی از کشورهای خاورمیانه بوده است.

نورسته به دریافت جایزه فیلم سنگسار ثریا.میم در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو امیدوار است.

سی و سومین جشنواره فیلم تورنتو از چهارم سپتامبر (۱۴ شهریور) آغاز شد و تا ۱۳ سپتامبر (۲۳ شهریور) ادامه دارد.

فیلمی با دستمایه سنگسار

سنگسار زنان در ایران و برخی کشورهای اسلامی به خاطر ارتکاب زنا اجرا می‌شود که در آن زن از ناحیه گردن تا زیر سینه در یک گودال قرار می گیرد و سنگسار می‌شود.

اگرچه نمونه های مستندی از سنگسار زنان بر روی سایت‌های اینترنتی در دسترس است اما این اولین بار است که یک کارگردان ایرانی خارج از کشور فیلمی درمورد سنگسار زنان کشور در هالیوود ساخته که به گفته خود او براساس یک داستان واقعی است.

آغداشلو در نقش زهرا خانم خاله ثریا تنها و آخرین امید خود را در دستان خبرنگاری می‌بیند که باید با داستان تکان‌دهنده مرگ ثریا و فرار از کشور، این موضوع را به گوش جهانیان برساند که یک زن قربانی ظن بی‌مورد شوهر جاه‌طلب خود شده است.

آغداشلو بازیگر نام آشنای هالیوود پیش از این در فیلم «خانه ای از ماسه و مه» در کنار «بن کینگزلی» بازی در سینمای هالیوود را تجربه کرد و بابت آن نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

آثار سیروس نورسته

سیروس نورسته فیلم نامه‌نویس و کارگردان ایرانی‌تبار متولد آمریکا، از دانشگاه «یو.اس.سی» در رشته سینما فارغ‌التحصیل شده است.

او به خاطر نوشتن فیلم‌نامه فیلم جنجالی «درمسیر ۱۱ سپتامبر» شهرت زیادی کسب کرده اما با فیلم «۱۱ سپتامبر» مایکل مور فاصله گرفته است.

سیروس نورسته در سال ۲۰۰۱ فیلم «روزی که به ریگان شلیک شد»

منبع مردمک

برچسب‌ها:
دوشنبه, اسفند ۵م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »