آخرین فیلم های هالیوود
فیلم غریزه اصلی
غریزهٔ اصلی فیلمی سینمایی است محصول آمریکا در سال ۱۹۹۲ و به کارگردانی پل ورهوفن و نویسندگی جو استرهاز است.
شارون استون، مایکل داگلاس، جین تریپل هورن و جورج دزوندزا از بازیگران این فیلم هستند.
این فیلم بیشتر به خاطر صحنههای جنسی جنجال برانگیز، و جنجالهای زیادی که بر سر این موضوع در گرفت، مشهور است.
در آوریل سال ۲۰۰۵ٰٰ، کار ساخت دنبالهای بر این فیلم با نام «غریزه اصلی ۲: اعتیاد به ریسک» آغاز شد. این فیلم در سال ۲۰۰۶، حدود ۱۴ سال پس از نمایش فیلم اول، به نمایش درآمد.
“جانی باز”، ستارهٔ بازنشستهٔ موسیقی راک، در رختخواب به دست زنی با تیغ یخشکن کشته میشود.کارآگاه نیک کوران که از وقتی تصادفاً دو توریست را با گلوله زده، وضعیت مناسبی در نیروی پلیس ندارد- برای پرس و جو نزد ̎کاترین ترامل، محبوبهٔ ثروتمند ̎جانی̎ میرود و معلوم میشود که ̎کاترین̎ رمانی نوشته که در آن جنایتی مشابه قتل ̎جانی̎ به دقت توصیف شده است. ̎کاترین̎ ادعا میکند کسی میخواهد برایش پاپوش بدوزد، ولی اجازه میدهد ̎نیک̎ بفهمد که کتابی که در دست نوشتن دارد، دربارهٔ پلیسی است که دلباختهٔ زنی متهم به قتل میشود و عاقبت به دست او به قتل میرسد. ̎نیک̎ به دنبال ̎کاترین̎ به میل والی میرود و میفهمد او با زنی به نام ̎هیزل دابکینز”دوست است که به رغم سن بیشترش، به ̎کاترین̎ شباهت دارد و تمام اعضاء خانوادهاش را کشته است. اما ̎کاترین̎ ادعا میکند که او هم مثل ̎نیک̎ به بررسی وسوسهٔ جنایت علاقه دارد. ̎دکتر بت گارنر̎ ، روانشناس پلیس، که از زمان حادثهٔ توریستها با ̎نیک̎ کار کرده و گهگاه محبوبهاش هم بوده، به ̎نیک̎ میگوید: ̎کاترین̎ را از زمان دانشکده میشناسد. ̎ستوان نیلسن̎ از دایرهٔ امور داخلی پلیس برای ̎نیک̎ مزاحمت ایجاد میکند، و ̎نیک̎ فکر میکند که همهچیز زیر سر ̎کاترین̎ است، با وجود این رابطهای عاشقانه را با او شروع میکند. ̎نیلسن̎ به قتل میرسد و ̎نیک̎ را تا زمان تحقیقات بیشتر، از کار معلق میکنند. ̎نیک̎ متوجه میشود که ̎بت̎ و کاترین̎ در دوران دانشکده رابطهای نزدیک داشتهاند. در این بین، دوست دختر ̎کاترین̎ ، ̎راکسی سارلی”) که به شدت به ̎نیک̎ حسادت میکند، به قتل میرسد. همکار ̎نیک̎، ̎ گاس̎ ، متوجه احتمال ارتباط میان ̎بت̎ و ̎جانی باز̎ میشود، و کسی که خود را هم اتاقی دوران دانشکدهٔ ̎کاترین̎ معرفی میکند، تلفنی با او قرار میگذارد تا اطلاعاتی دربارهٔ ̎بت̎ و ̎کاترین̎ به او بدهد. ̎ گاس̎ سرقرار حاضر میشود، ولی به دست زنی با تیغ یخشکن کشته میشود. ̎نیک̎ دیر میرسد، ولی با ̎بت̎ روبهرو میشود که ادا میکند توسط پیغام ناشناسی به آنجا دعوت شده است. ̎نیک̎ که فکر میکند ̎بت̎ میخواهد حمله کند، او را با گلوله میزند، و تمام شواهد نشان میدهند که ̎بت̎ قاتل بوده است. با وجود آنکه کتاب ̎کاترین̎ به آخر رسیده، رابطهاش را با ̎نیک̎ ادامه میدهد و در رختخواب، به تیغ یخشکن دست میبرد، ولی از آن استفاده نمیکند.
برچسبها: آخرین فیلم های هالیوودفیلم قهرمانان
همه اینا رو پریتی انجام میده
پریتی زینتا امروز یکی از چابکترین و شجاعترین زنان بالیوود هست که نقشایی که بازی میکنه از خودش خیلی دوره اون نقش یه مادر ازدواج نکرده در کیا کهنا یه زن دارای روابط در سلام ناماسته و زنی که از همسرش خیانت میبینه در کانک پس از پیروزی تو همه این فیلما و دریافت تصور یه زن شجاع یه بار دیگه یه نقش جدید و تجربه نشده رو میخواد داشته باشه اون نقش یه بیوه رو داره
پریتی نه تنها از شجاعترینهاست بلکه لیاقت گرفتن همه جایزه هارو برای اجراش در فیلم داره در ادامه میگه پریتی یه زن بیوه هست توفیلم که ناان اور خانواده هست اون به تنهایی بچه هاشو بزرگ میکنه و به اونا زندگی میده و تمام تلاشش رو میکنه که قهرمان واقعی باشه
اون شرح میده قهرمانای دیگه در فیلم که به من پشت گرمی میدن سلمان سانی و دیگران زیادی هستند که به من پشت گرمی میدن پریتی در فیلم تراکتور میرونه و تقریبا همه کاری میکنه خارج از یه زن نرمال اون بیصبرانه منتظر فیلم اماده ی ریلیزش هست که فقط منتظر جلورفتن نهایی کارگردانه فیلم در اگست در دسترس خواهد بود
ما با پریتی حرف میزنیم و میخواییم یه کم از فیلم بگه نه از همه جزییات پریتی میگه
فیلم به قلبم خیلی نزدیکه دینوسانی سلمان واستال امریتا همه ما کار سختمون رو پشتش گذاشتیم و من از طرفدارای پرو پا قرصشم نقشی رو داشتم که قبلا هرگز نداشتم بهتره اول اونو ببینید دیگه از جزییات نمیگم بعداز این انتخابای بینظیر پریتی ما مطمئنیم هیروز یه کار بینظیر بین کارای پرستارش هست همینطور اولین کارش بعد از جوم برابر جوم که اکران میشه و در باکس افیس پر سر و صدا
فیلم قهرمانان
زیباترین ، مهیج ترین و پربیننده ترین سریال حال حاضر دنیا که هم اکنون در حال پخش است.
بله Heroes (قهرمانان) سریالی است که در حال پخش از شبکه آمریکائی NBC می باشد و تمامی بینندگان خودش را در تمامی جهان روزهای دوشنبه ساعت ۹ جلوی این جعبه جادویی می کشاند تا قسمت جدیدی از این سریال زیبا را مشاهده کنند.کار پخش این سریال در ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۶ شروع شد و نزدیک به ۱۴٫۳ میلیون تماشاچی فقط در آمریکا داشته و این آمار برای NBC در ۵ سال اخیر بی سابقه بوده !!!
سریال از آنجایی شروع می شود که کسانی که فکر می کردند مثل مردم عادی هستند، به نیروهای دورن خود پی می برند و متوجه مشوند که خارق العاده هستند و ماجراهایی که بعد برای نجات جهان انجام می دهند، که باید ببینید و لذت ببرید. این سریال از چندین بازیگر کلیدی برای کار خودش بهره برده که هر کدام از آنها نیروی خاصی دارند و کارهای خاصی می توانند انجام بدهند.برای مثال یکی از بارزترین ستاره های این فیلم Claire می باشد که نقش آن را Hayden Panettiere بازی کرده و این قابلیت را دارد که بعد از ایجاد هر نوع صدمه خود به خود و فورا خوب شود و شفا یابد.شخصیت Matt یک افسر پلیس است و می تواند افکار مردم را بخواند، یعنی زمانی که مردم در ذهن خودشان فکر می کنند، قادر است آن افکار را بخواند در واقعMind Reader است.
Hiro شخصیت ژاپنی داستان می باشد که می تواند زمان را نگه داشته و حتی در زمان و مکان رفت و آمد کند.
فیلم قلم پرها
این فیلم جالب بود ازش یک بار دیدن رو داشت این فیلم به خوبی توانسته شخصیت مارکی دو ساد رو نشون بده که این موهبت رو مدیون جفری راش است که نقش خود را عالی بازی کرده و این بازی نامزدی اسکار را نیز برایش به ارمغان اورد فیلم فلسفه ساد را در باره ی روابط جنسی بیان می کند نگاه ساد به روابط جنسی خیلی متفاوت از نگاه دیگر انسان ها است نظر ساد این بود که باید با روابط جنسی محدودیت های مذهبی و عفت و پاکدامنی رو از بین برد که ای موضوع سبب می شود مردم فکر کنند او یک دیوانه یا پورنوگرافر است این فیلم فقط قسمتی از ساد را نشان می دهد و به بررسی زندگی او می پردازد و اشاره ی زیادی به فلسفه او نمب کند پس با دیدن این فیلم نمی شود درباره ی ساد قضاوت کرد که ایا او یک نویسنده برزگ بود یا یک پورنوگرافر
نام فیلم:Quills (قلم پرها)
امتیاز:۷٫۳/۱۰
توضیح سایت IMDb
جوایز: نامزدی ۳ اسکار بیشتر
محصول سال:۲۰۰۰ ( اولین عرضه در September 2 )
ژانر:درام ، عاشقانه
به کارگردانی:Philip Kaufman
فیلم نامه:نوشتهی Doug Wright
بازیگران:Geoffrey Rush
Kate Winslet
Joaquin Phoenix
Michael Caine
آهنگساز: Stephen Warbeck
محصول مشترک:USA ، Germany ، UK
خلاصه: داستان زندگی مارکی دو ساد (با بازی جئوفری راش)یک نویسنده دیوانه که داستان های خود را که همه ی داستانهای او سرشار از مطالب جنسی و مستهجن است از طریق یک کلفت رختشورخانه(با بازی کیت وینسلت) برای چاپ به یک انتشارات می رساند بدون اینکه پدر روحانی جوان مدیر تیمارستان(با بازی ژواکیم فونیکس) از این ماجرا خبر داشته باشد این داستانها برای ناپلئون بناپارت(با باری رون کوک) نقل می شود و او برای کنترل بیشتر روی تیمارستان چارتنتون یک دکتر پیرمرد(با بازی مایکل کین) که خود او از همه ی دیوانه ها دیوانه تر است را به آنجا می فرستد و…
فیلم قلم پرها
ای فیلم با موضوعی بسیار جالب در مورد دیوانه ای است که با داستان های سکسی که می نویسد باعث هرج ومرج در جامعه شده است به همین دلیل پادشاه یکی از بهترین مامورین خود را به آنجا میفرستد و…
در ای فیلم کیت وینسلت (بازیگر فیلم تایتانیک)ودیوید جیل و جفری راش و… هنرنمایی می کنند.
این فیلم به کارگردانی فیلیپ کافمن ومحصول سال ۲۰۰۲هالیود می باشد.
فیلم قتل عادلانه
جام جم :«قتل عادلانه» که ۲ هفته قبل در سطح بینالمللی اکران عمومی شد و موفقیت مالی و انتقادی خوبی به دست آورد، از یک نظر اهمیت خیلی زیادی دارد. در این فیلم
دو غول بزرگ و کلاسیک دنیای بازیگری یعنی آل پاچینو و رابرت دنیرو در مقابل هم ایفای نقش کردهاند. این نکتهای بود که اکثر منتقدان و تحلیلگران دربارهاش صحبت کردند و نوشتند. جان آونت کارگردان فیلم است که آن را براساس فیلمنامهای از راس گورتیز ساخته است.
دیگر بازیگران این درام جنایتکارانه و دلهرهآور عبارتند از: پنجاه سنت، کارلا گوچینو، جان گلوئیزامو، دانی والبرگ و کریستی بلاگهت. فیلم که با شعار تبلیغاتی چگونه میتوان واقعیت را کشف کرد؟ به روی پرده سینماها رفت، میخواهد ادای دینی به سینمای موفق پلیسی دهه شصت و هفتاد میلادی باشد.
قصه
تورک (دنیرو) و روستر (پاچینو) دو پلیس واحد ویژه شهر نیویورک هستند که سالهاست با یکدیگر همکاری دارند و ماموریتهای مشترک زیادی را با یکدیگر انجام دادهاند. طی ۳۰ سال گذشته پروندههای قتل و جنایت زیادی به این دو همکار ارجاع داده شده و آنها با انجام تحقیقات گسترده، این پروندهها را به یک سرانجام خوب و منطقی رساندهاند. زمان برای بازنشستگی تورک و روستر فرارسیده و این دو میخواهند قبل از ترک همیشگی محل کار خود، یک پرونده بزرگ جنایت را حل کنند. در سطح شهر نیویورک یک قاتل زنجیرهای خطرناک مشغول انجام کارهای خویش است. هدف اصلی قتلهای او، آن دسته از جنایتکاران و آدمهای شروری هستند که سیستم قضایی، آنها را بیگناه تشخیص داده و آزاد کرده است. این جنایتکاران کارهای مختلفی مثل قتل، مردمآزاری، تجاوز به عنف و پخش گسترده موادمخدر را انجام دادهاند. این قاتل زنجیرهای بر این باور است که با کشتن این آدمهای منفی و خلافکار در حال کمک به اداره پلیس است، زیرا زمین را از وجود چنین آدمهای جنایتکاری پاک و تمیز میکند. به این ترتیب، وی کمک میکند تا جامعه سالمتر و امنتر شود و به همین دلیل، کارها و اقدامات او خوب و درست است. این قاتل زنجیرهای امیدوار است با اقدامات خود باعث ترس و وحشت بقیه جنایتکاران شده و این باعث شود تا آنها هم دست از کارهای خلاف خود بردارند. تورک و روستر تمام تلاش خود را میکنند تا قاتل زنجیرهای ناشناس را قبل از این که قربانی بعدیاش را از بین ببرد، شناسایی و دستگیر کنند. شیوه کار قاتل این است که قربانیانش را از یک هدف خیلی نزدیک نشانه میرود و یک شعر چندخطی در محل جنایت قرار میدهد که به نوعی توجیهکننده عمل اعدام اوست. تورک و روستر احساس میکنند قاتل باید یک مامور پلیس و یا یک قاضی باشد و در دل خود او و کارهایش را تحسین میکنند. به اعتقاد آنها به این فرد باید مدال لیاقت داد، در عوض مامور میشوند که او را دستگیر کنند. رئیس تورک و روستر به آنها میگوید اقدامات قاتل با هر توجیهی که همراه باشد یک حرکت ضدقانونی است که امنیت عمومی جامعه را به خطر میاندازد. به همین دلیل، او باید قبل از قتل بعدی خود دستگیر شود. تورک و روستر فرصت خیلی کمی دارند و به همین دلیل به سراغ یکی دو تا از جنایتکاران کلهگنده میروند که ممکن است هدف بعدی قاتل زنجیرهای باشند. این در حالی است که تورک و روستر بر این باورند که ارتباطی بین قتلهای زنجیرهای و یک پرونده قتل قدیمی که آنها چند سال قبل با موفقیت آن را بستهاند وجود دارد.
اگر چنین باشد، پس آنها در ارتباط با پرونده قبلی اشتباه کردهاند و فردی را که متهم واقعی نبوده، به دست عدالت سپردهاند.
نقد
«قتل عادلانه» قصهای پررمز و راز دارد که در هالهای از ابهام تعریف میشود و همین نکته است که جذابیت فیلم را چند برابر میکند. در حقیقت، اگر این رمز و راز از قصه گرفته شود خود فیلم دیگر چیز زیادی برای بیان کردن ندارد.
کارگردان فیلم خیلی خوب موفق میشود این حالت رمزآلود رادر کل قصه فیلم حفظ کند و آن را تا دقایق پایانی فیلم به شکلی منطقی نگه دارد. قرار دادن دو چهره افسانهای تاریخ سینما در کنار یکدیگر هم، اقدام جالبی است که آونت برای جذابتر کردن فیلم خود انجام داده است. در نگاه اول چنین به نظر میرسد که او میخواسته این دو بازیگر یگانه را در فیلمی کنار هم بگذارد و اعتباری ویژه برای فیلمش فراهم کند. ولی در اواخر فیلم معلوم میشود او قصد و هدف ویژهای از این کار داشته و اقدامش برای بهرهگیری از این دو، بسیار حساس و زیرکانه بوده است. دو کاراکتر روستر و تورک سالهاست که یکدیگر را میشناسند و مثل دو برادر هستند، هر دو به تواناییها و قابلیتهای حرفهای خویش اطمینان دارند و تا به امروز هیچ یک نتوانستهاند از دیگری گاف کاری بگیرند. همراه با روستر و تورک، دو پلیس دیگر هم که نسبت به کل قضیه مشکوک هستند، تحقیقات درباره این پرونده را شروع میکنند (با بازی لگوئزامو و والبرگ) فیلمنامه فیلم جست و خیز زیادی دارد و خطوط فرعی زیادی را در دل خود دارد.
مثل تمام فیلمهای پلیسی پررمز و راز، در اینجا هم آدمهای مختلفی به عنوان مظنون در نوک حمله قرار میگیرند که بزودی معلوم میشود بیگناه هستند و هنوز باید به دنبال قاتل اصلی بود. خط قصه بعضی جاها کلیشهای میشود و تماشاچی را به یاد صحنههای مشابهی در فیلمهای پلیسی میاندازد. شاید حرف اصلی قصه فیلم این باشد که هیچ آدمی در هیچ موقعیتی نباید از آن موقعیت سوءاستفاده کند و قانون همیشه باید مراقب ماموران خود باشد، زیرا آدمهای قانون همیشه راحتتر از بقیه مردم میتوانند قانون را زیر پا گذاشته و اقدامات خودسرانه و غیرقانونی انجام دهند
برچسبها: آخرین فیلم های هالیوودقتل عادلانه
نام: قتل عادلانه
کارگردان: جان اونت
ژانر:جنایی – درام
محصول سال ۲۰۰۸
با بازی: /Robert De Niro/Al Pacino/Carla Gugino/
دو کارآگاه کهنه کار شهر نیو یورک سعی می کنند از ارتباط احتمالی قتلی که اخیرا صورت گرفته با پرونده ای که فکر می کنند سالها پیش حل کرده اند سر در آورند.آیا قاتل زنجره آزاد در خیابانها پرسه مسزند؟آیا آنها فرد اشتباهی را پشت میله ها انداخته اند؟
داستان:
کارآگاه ترک و روستر پس از سی سال همکاری و خدمت در تشکیلات پلیس نیویورک خود را در آستانه بازنشستگی نمی بینند. چون مجموعه ای از قتل ها وجود دارد که هنوز موفق به یافتن عامل آنها نشده اند. ظاهراً این قتل ها همه از طرف یک نفر صورت گرفته که اعتقاد دارد با این کار جامعه را از شر تبهکاران راحت می کند. او در تمامی صحنه های جنایت خویش نوشته ای کوتاه به شعر از خود به جا می گذارد که تنها سرنخ موجود به شمار می رود. همزمان کارن کورلی افسر آزمایشگاه پلیس با بررسی محل های جنایت به یافته های مشترکی رسیده و علاقمند به حل معما شده است. بررسی شواهد موجود پلیس را به این نتیجه می رساند که قاتل یکی از خود آنهاست. دو کارآگاه جوان به نام های پرز و رایلی نیز مشتاق هستند تا قبل از دو کارآگاه کهنه کار پرونده را حل کنند و تحقیقات شخصی کارن نیز باعث شده تا به معشوق خود کارآگاه ترک مظنون شود، کسی که به نظر می رسد عامل قتل های موجود باشد. در حالی که رئیس آنها ستوان هینگیس فقط علاقمند به حل و بسته شدن سریع این پرونده رسوایی برانگیز است. وقتی اولین قربانی، جاکشی به نام رمبو یافت می شود، سرنخ ها روستر و ترک را به کلوب داری بدنام معروف به اسپایدر می رساند. آنها می کوشند با کمک زنی معتاد به نام جسیکا موجبات دستگیری اسپایدر را فراهم کنند. اما نقشه مطابق میل آنها پیش نمی رود و سوظن ها لحظه به لحظه بیشتر معطوف به ترک می شود…. .
فقط به خاطر دو نفر:
اولین فیلم مشترک دنیرو و آلپاچینو فیلم پدر خوانده۲ بود که در هیچ صحنه ای کنار هم نبودند و دیگری در فیلم مخمصه بود که فقط یک صحنه رو به روی یکدیگر قرار گرفتند.که گویا اینبار این دو تصمیم گرفته اند به مدت طولانی ای با هم جلوی دوربین ظاهر شون.
باید گفت فیلم قتل عادلانه فرصتی استثنائی برای دیدن هنرنمایی دو غول بازیگری است که در تمام مدت فیلم در کنار هم قرار دارند.تنها نقطه عطف این فیلم بازیگران توانایش هستن گویی خود نیز از بازی خویش لذت میبرند و تماشاگر را با لذت خود سهیم میکنند.
برچسبها: آخرین فیلم های هالیوود, موضوع فیلمفیلم قتل عادلانه
کارگردان: جان آونت. فیلمنامه: راسل گویرتز. موسیقی: اد شیرمور. مدیر فیلمبرداری: دنیس لنوار. تدوین: پل هیرش. طراح صحنه: تریسی گالاکر. بازیگران: رابرت دنیرو[دیوید فیسک"ترک"]، آل پاچینو[تامس کووان"روستر"]، فیفتی سنت[اسپایدر]، کارلا گوگینو[کارن کورلی]، جان لگوییزامو[کارآگاه سایمون پرز]، دنی والبرگ[کارآگاه تد رایلی]، برایان دنهی[ستوان هینگیس]، تریلبی گلوور[جسیکا]، سعید عریکا اکلونا[گوون درویش]، آلن روزنبرگ[اشتین] ، ۱۰۰ دقیقه. محصول ۲۰۰۸ آمریکا.
انتظار سیزده ساله ی حضور مجدد دو غول دنیای سینما در برابر هم چندان دلچسب نبود . سیزده سال پس از مخمصه ( Heat ) که رابرت دونیرو و آل پاچینو مقابل هم به ایفای نقش پرداختند ، جان آونت موفق شد موفقیت مایکل مان را در جذب هم زمان ِ این دو بازیگر تکرار کند . اما به جرات می توان گفت موفقیت وی تنها در همین زمینه بوده و پس از دیدن نتیجه ی کار شاید قبول این پیشنهاد باعث تعجب بیننده .
فیلم قتل عادلانه حتی در رده ی درجه ۲ های ژانر هیجانی ، پلیسی هم نمی گنجد و شاید بتوان فیلم ۸۸ دقیقه ، کار قبلی جان آونت با بازیگری ِ آل پاچینو را بهتر از آن قلمداد کرد .
داستان کلیشه ای و قابل تصور و پیش بینی فیلم را حتی حضور این دو غول نیز قابل تحمل نمی کند . داستانی که حضور انسان هایی را به تصویر می کشد که خود می خواهند عدالت را در پرتو کمرنگ قانون پیاده کنند که در اینجا یک پلیس این نقش را به عهده گرفته . قتل هایی بی قاتل که قرار است با کمی کش و قوس و تعلیق به قاتل آنها برسیم ، قاتلی که داستان سعی می کند ما را در شناختن آن گمراه کند و در انتها به شکلی سورپرایز گونه برایمان نمایانش کند .
داستان ، حتی عادلانه بودن قتل ها را نیز به صورتی تفکر برانگیز نمایش نداده . فیلم هفت را به خاطر بیاورید یا شماره شانسی اسلوین و یا محرمانه لس آنجلس و فیلم هایی از این دست که بسیاری ، – خارج از هرگونه قضاوت بر درست یا نادرست بودن – قتل ها را عادلانه و قاتل ها در ذهن خود تبرئه می کنند .
قتل عادلانه اما مسلما به پای هیچ کدام از آنها نمی رسد و جان آونت به اعتقاد من علاوه بر پرداختن به داستانی ضعیف ، به جای استفاده از دوبازیگر بزرگ برای پر کردن این کمبود ، آنها را نیز فدا کرده و مسلما نقشی به یادماندنی از آل پاچینو و رابرت دونیرو به جای نمانده .
به طور کلی راجع به این فیلم و با توجه به نام آن چیزهای عادلانه ای که می توان یافت ، شکست در گیشه ، انتقادات فراوان و محروم کردن بیننده از یک بازی به یادماندنی است و به طور کلی می توان گفت که این فیلم به حق خود رسید .
خلاصه داستان : کارآگاه ترک و روستر پس از سی سال همکاری و خدمت در تشکیلات پلیس نیویورک خود را در آستانه بازنشستگی نمی بینند. چون مجموعه ای از قتل ها وجود دارد که هنوز موفق به یافتن عامل آن نشده اند. ظاهراً این قتل ها همه از طرف یک نفر صورت گرفته که اعتقاد دارد با این کار جامعه را از شر تبهکاران راحت می کند. او در تمامی صحنه های جنایت خویش نوشته ای کوتاه به شعر از خود به جا می گذارد که تنها سرنخ موجود به شمار می رود. همزمان کارن کورلی افسر آزمایشگاه پلیس با بررسی محل های جنایت به یافته های مشترکی رسیده و علاقمند به حل معما شده است. بررسی شواهد موجود پلیس را به این نتیجه رسانده که قاتل یکی از خود آنهاست. دو کارآگاه جوان به نام های پرز و رایلی نیز مشتاق هستند تا قبل از دو کارآگاه کهنه کار پرونده را حل کنند و تحقیقات شخصی کارن نیز باعث شده تا به معشوق خود کارآگاه ترک مظنون شوند، کسی که به نظر می رسد عامل قتل های موجود باشد. در حالی که رئیس انها ستوان هینگیس فقط علاقمند به حل و بسته شدن سریع این پرونده رسوایی برانگیز است.
وقتی اولین قربانی، به نام رمبو یافت می شود، سرنخ ها روستر و ترک را به کلوب داری بدنام معروف به اسپایدر می رساند. آنها می کوشند با کمک زنی معتاد به نام جسیکا موجبات دستگیری اسپایدر را فراهم کنند. اما نقشه مطابق میل آنها پیش نمی رود و سوظن ها لحظه به لحظه بیشتر معطوف به ترک می شود…
برچسبها: آخرین فیلم های هالیوود, موضوع فیلم, نقد فیلمفیلم قتل عادلانه
برخی فیلم ها اگر نه به خاطر کارگردان حداقل به خاطر بازیگر یا گروه بازیگرانش ارزش دیده شدن را دارند و «قتل عادلانه» یکی از ۱۲ فیلم حاضر در بخش مسابقه بین الملل جشنواره امسال از آن ها است. «قتل عادلانه» دوازدهمین فیلم کارنامه حرفه ای فیلمساز امریکایی جان آونت است اما در حقیقت دومین فیلمی است که دو غول بزرگ دنیای سینما یعنی رابرت دنیرو و آل پاچینو را برای مدت طولانی به عنوان دو قهرمان اصلی فیلم در کنار هم آورده است و همین اشاره بس که ۱۳ سال پیش مایکل مان با تجربه چنین کاری موفقیت و فروش بی سابقه ای را برای فیلمش «مخمصه» رقم زد. بنابراین وفادار ماندن به همین فرمول یعنی استفاده از غول بازیگران سینما بخصوص از نوع محبوبشان برای نسل های گذشته که تداعی گر نوستالژی فیلم های کلاسیکی همچون پدرخوانده یا جنوب شهر هستند کافی است تا فروش فیلم را در گیشه ها تضمین کند هر چند نتواند دل همه منتقدان مشکل پسند امروزی را به دست آورد.
منتقد نشریه ورایتی معتقد است دیدن این دو در کنار هم مثل ورق زدن آلبوم خاطرات کودکی است و نه خواندن کتاب های فلاسفه! پاچینو ۶۸ ساله و دنیرو ۶۵ ساله نقش کارآگاهان کارکشته ای را بازی می کنند که در جست و جوی یک قاتل زنجیره ای هستند و این قاتل از خود اشعاری به جا گذاشته که توضیح می دهد چرا انگیزه او از کشتن به جا و عادلانه بوده است. تجربیات حرفه ای، این دو بازرس را به تأمل در مورد هویت این قاتل مرموز وا می دارد. آیا او کارآگاهی همچون یکی از خود آنهاست فیلمنامه این فیلم را راسل گویزتز (فیلمنامه نویس مرد درون) نوشته اما به نظر می آید نه تنها فیلمنامه بلکه نوع کارگردانی خود کار نیز بیش از آن که تحت تأثیر شخصیت پردازی و هیجان فیلم های ژانر پلیسی قرار گیرد تحت تأثیر نه بازی بلکه صرفاً نام دو بازیگر بزرگ و کنار هم قرار دادن آنها در یک فیلم متوسط قرار گرفته است. در حقیقت نام این دو بازیگر است که تماشاگر را به کند و کاو در فیلم و کل داستان آن برای یافتن فیلمی پدرخوانده وار! وا می دارد اما در پایان جز شکوه دو نام بزرگ در تاریخ سینما چیزی نصیبش نمی کند.
برچسبها: آخرین فیلم های هالیوودفیلم قلمرو ممنوعه
سینمای ما – یکبار دیگر پرداختن به مضمون «خیر» و «شر» دستمایه فیلمی شده است که ریشه در افسانه های شرقی دارد، همان گونه که عرفان و ادبیات مشرق زمین در تمام آثار مکتوبش تلاش دارد انسان را در مسیر یا در دغدغه طی طریقی نشان دهد که او را پس از گذراندن آن به «خیر»، «جاودانگی »یا «نور الانوار» می رساند.
این دغدغه و کنش هدفمند ایدئولویک در فیلم «قلمرو ممنوع» هم به نوعی بازتاب پیدا کرده است. «قلمرو ممنوع» با اقتباس از اثری کلاسیک در ادبیات چین تحت عنوان «سفر به غرب» تلاش دارد افسانه ای قدیمی را با تصویری امروزین به مخاطب عرضه کند. دو قطب نامتجانس خیر و شر در دو کاراکتر “پادشاه میمون ها و پادشاه جیدا” متبلور شده است.
“پادشاه میمون ها” که خود برگرفته از شخصیتی است که شاعر چینی قرن شانزدهم آن را بر ساخته است استاد کونگ فوست و به جنگ “پادشاه جیرا” می رود.
طبق شکل کلاسیک چنین افسانه یا روایت هایی با فریبی که از جیدا می خورد یکی از ابزارهای مهمش، چوب دستی برای مبارزه را از دست می دهد و با ترفند جیدا ( نیروی شر) به سنگ تبدیل می شود.
نکته قابل تامل و مهم در این اثر سینمایی این است که زمان در آن شکسته شده به نوعی یک شخصیت از جهان غرب شیفته جهان شرق می شود و این شیفتگی تا به جایی پیش می رود که او شانس گذشتن از «دروازه بی دروازه» را پیدا می کند. وقتی از دروازه زمان می گذرد و وارد جهانی می شود که نه می داند کجاست و نه می داند در چه زمانی به سر می برد ( مجهول بودن مکانی و زمانی) این مجهول بودن خود می تواند سرآغازی برای روایت تازه فیلم باشد. چرا که فصل ابتدایی فیلم که پسر را علاقمند به ورزش های رزمی به ویژه کونگ فو نشان می دهد و پیرمرد مغازه دار را معرفی می کند و چوبدستی را به عنوان یک زنجیره مهم برای عبور از« دروازه بی دروازه» به مخاطب به عنوان نشانه ای کلیدی معرفی می کند به لحاظ زمانی و مکانی با فضای تازه متفاوت است وقتی پسر جوان که به نوعی نماینده مغرب زمین هم می تواند باشد وارد جهان تازه فانتزی و سورئال می شود و بر حسب اتفاق سه تن او را همراهی می کند نخست لویان ( جکی چان)، سپس گنجشک و در آخر جت لی که هر کدام به دلیلی همراه جوان راه می افتند. «لویان» به خاطر معجون جاودانگی، «گنجشک» برای انتقام پدر و مادر و «جیسون» برای به ثمر رساندن تعهد و وظیفه اش که همانا رساندن چوبدستی به پادشاه میمون ها یا همان عنصر “خیر” است.
یکی دیگر از نکاتی که در این اثر سینمایی قابل بررسی و کندوکاو است آموزش دیدن پسر جوان غربی است که او تلاش می کند ورزش های رزمی بیاموزد . او به نوعی از غرب آمده و در این فیلم به گونه ای به تصویر کشیده می شود که اگر می خواهی شر را از سر راه برداری باید آموزش های شرقی ببینی. در جایی از فیلم وقتی او ناامید شده و به سراغ «جت لی » می رود، «جت لی» در پاسخ به سوالش پیرامون اینکه آن ها شکست خواهند خورد می گوید سعی کن نفس کشیدن را فراموش نکنی. پسر جوان از تکنیک های شرقی می آموزد که چگونه باید بجنگد، احترام بگذارد، فداکاری کند و ویژگی های بسیار دیگری که قابل برشمردن هستند.
در فصل دیگری از فیلم که فلش بک به زمانی است که پسر جوان در ابتدای فیلم از ارتفاع پرتاب در نقش زمین شده می بینیم که او چگونه در مقابل اشرار و کسانی که می خواستند پیرمرد چینی را بکشند می ایستد. شاید یکی از تعابیری که می شود از این سکانس دریافت ، این باشد که وقتی پسر به جهان شرق می آید و فرامین و آموزش های شرقی را در دل و جان می پروراند به راحتی در برابر “شر” جهان درون و غرب می ایستد و شکست نشان می دهد. جالب این جاست که فضای فانتزی و سورئال فیلم با یک خواب که البته رویای صادق هم هست آغاز و در دقایقی بیهوشی چند ثانیه ای قهرمان غربی قصه روایت می شود.
در کنار هم بودن دو چهره شاخص سینمایی رزمی جهان یعنی “جت لی و جکی چان” بسیار جذاب و مخاطب پسند است. چرا این که شخصیتی هایی این چنینی اغلب بعید است که در کنار هم قرار گیرند اما در “قلمرو ممنوعه” با توافق در کنار هم قرار گرفته اند و در روند قصه هم بسیار به درد هم خورند.
پایان بند فیلم یکی دیگر از مواردی است که در افسانه ها موسوم و معمول است طبیعی است در این گونه روایت ها اگر اطرافیان “خیر” تعدد داشته باشند هم این شانس را نخواهند داشت که پس از پیروزی “شر” زنده باشند. در واقع برای بار “دراماتیک” یا ایجاد فضایی غمگنانه یا “تراژیک” بخشی ( افرادی یا فردی) از “خیر” در این مسیر از میان می رود. این بار و در این فیلم قرعه به نام «گنجشک» می افتد که او البته به گنجشکی تبدیل شده و پس از “دروازه دروازه ها”عبور و به زمان و مکانی می رود که پسر جوان آنجا می زید و در فصل پایانی شاهد آن هستیم که مقابل پسر جوان آمده و خودش را به عنوان خدمتکار مغازه روبه رو معرفی می کند.
«قلمرو ممنوعه» به عنوان یک اثر سینمایی که دستمایه اصلی اش را افسانه های شرقی قرار داده است تا آنجایی که مفهوم “خیر و شر” را به شکلی عامیانه و مخاطب پسند جلوه دهد و بیان کند اثر قابل توجهی است به ویژه این که هنرهای رزمی بستر مناسبی برای هر چه بهتر جلوه دادن این مفاهیم ازلی- ابدی است.
به نقل از ایسکانیوز فیلم سینمایی “قلمرو ممنوعه” پنجشنبه ۱۸ مهر ساعت ۲۲ در قالب برنامه سینما یک از شبکه اول روی آنتن رفت . این فیلم رزمی به کارگردانی راب مینکوف داستان یک نوجوان آمریکایی شیفته کنگفو است که در سفری فانتزی به چین میرود و آنجا برای نجات یک پادشاه زندانی با گروهی از جنگجویان رزمی کار همکاری میشود.
“قلمرو ممنوعه” اولین فیلمی است که جکی چان و جت لی دو چهره شاخص فیلمهای رزمی کنار هم نقشآفرینی کردهاند. این فیلم بر مبنای یک قصه معروف چینی به نام “شاه میمون” ساخته شده و مایکل آنگارانو دیگر بازیگر اصلی آن است. “قلمرو ممنوعه” تولید سال ۲۰۰۸ آمریکا و چین و مدت زمان آن ۱۱۳ دقیقه است.
این فیلم با بودجهای ۵۵ میلیون دلاری ساخته شد و فروش جهانی آن ۱۱۵ میلیون دلار بود. مینکوف کارگردان “قلمرو ممنوعه” بیشتر برای ساخت دو فیلم کودکانه “استوارت لیتل” و “استورات لیتل ۲” شهرت دارد.
منبع: خبرگزاری ایسکانیوز
برچسبها: آخرین فیلم های هالیوود