فیلم ایرانی

اسامی فیلم نوروزی

امیدوارم که …. بگذریم از تعارف…

حالا فعلا یک چیزی آماده کردم که شاید به درد خیلی ها بخوره.

لیست فیلمهای تلوزیون در ایام نوروز. البته ببخشید که یک کمی دیر شد. ولی در کل کلی کار برد.

الان شبکه اول و دوم رو میگذارم.

دارم لیست برنامه های شبکه سوم و چهارم و پنجم رو آماده میکنم. آماده شد.

این لیست یک تفاوت عمده با تمام لیستهایی که دوستان دیگه گذاشتن داره. کلی گشتم و اسم و پوستر اصلی فیلم رو با عنوان اصلی فیلم، نام کارگردان و بازیگران به انگلیسی گیر آوردم.

به این صورت کسانی که بخواهند اطلاعات بیشتری درباره یک فیلم داشته باشند به راحتی میتونند عنوان اصلی فیلم رو جستجو کنند و به کلی اطلاعات اضافی برسند.

دانلود فایل PDF مشخصات فیلمهای نوروزی شبکه اول و دوم

دانلود فایل PDF مشخصات فیلمهای نوروزی شبکه سوم و چهارم و پنجم (به زودی)

یک نکته کوچک اینکه این مجموعه رو با استفاده از اطلاعات سایت Irib.ir جمع آوری کردم. یعنی ابتدا اسم فیلم رو از IRIB گرفتم بعد رفتم توی گوگل و IMDB و SourehCinema و اطلاعات اون فیلم رو پیدا کردم.

پیدا کردن بعضی هاش خیلی سخت بود و زمان برد، چون توی سایت صدا و سیما فقط یک اسم کارگردان ذکر شده بود و من باید اسم فارسی نوشته شده رو به اسم معادلش تو انگلیسی تبدیل کنم و بعد اطلاعات فیلم رو پیدا کنم. مثلا این صفحه اطلاعات فیلم نیکیفور رو داره. خداوکیلی کی میتونه بفهمه که اسم «کریستف کراژز» رو باید اینطوری نوشت: «Krzysztof Krauze»

در نهایت ممکنه که اطلاعات یک فیلم اشتباه باشه که به بزرگی خودتون ببخشید…

دوشنبه, آذر ۹م, ۱۳۸۸ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم نورزوی

فارس : ۹۰ فیلم سینمایی و تلویزیونی در تعطیلات نوروزی سال ۸۸ از شبکه‌های مختلف سیما پخش خواهد شد.
جشنواره نوروزی فیلم‌های سیما از سه شنبه ۲۷ اسفندماه آغاز و تا جمعه ۱۴ فروردین ماه ادامه خواهد داشت.
بنابر این گزارش، اسامی فیلم های نوروزی سیما به تفکیک شبکه به شرح زیر است :

* شبکه یک سیما :
فیلم‌های سینمایی آغاز سحرگاه(۲۷اسفند)، کودک و روباه(۲۹اسفند)، بمانی هفتم(۳۰ اسفند)، هیاهوی بچه‌ها(۱فروردین)، ماه قرمز(۲ فروردین)، مکزیکی(۳ فروردین)، عنکبوت و رز(۴ فروردین)، گراناز(۵ فروردین)، میلیونر زاغه‌نشین(۶ فروردین)، بیگانه‌ای پشت در(۷فروردین)، رفتن به خانه(۸ فروردین)، بیرون از بهشت(۹ فروردین)، پرنده کوچک(۱۰ فروردین)، خشاب خالی(۱۱فروردین)، بهار شیرین(۱۲ فروردین)، دختر جوان و گرگ‌ها (۱۳ فروردین)و پایان بازی(۱۴ فروردین) از شبکه یک سیما پخش خواهند شد.

فیلم سینمایی روز چهارشنبه ۲۸ اسفندماه این شبکه هنوز مشخص نشده است.

* شبکه دو سیما:
فیلم‌های سینمایی راه حل نهایی(۲۷اسفند)، توطئه ۱(۲۸اسفند)، توطئه ۲(۲۹اسفند)، کلاه چرمی‌ها(۳۰ اسفند)، ماه از روی سکو(۱فروردین)، دنیای بدون دزدها(۲ فروردین)، حول حالنا۱و۲(۳ فروردین)، من و شیطان(۵ فروردین)، مانگرو(۶ فروردین)، شکست(۷فروردین)، اینجا بودن(۸ فروردین)، عید به خانه می‌آید(۱۰ فروردین)، حلقه(۱۱فروردین)، تجارت جهانی(۱۲ فروردین)، آقای سه هزار(۱۳ فروردین) و ماجرای دسپرو(۱۴ فروردین) از شبکه دو سیما به‌روی آنتن خواهند رفت.

دوشنبه, آذر ۹م, ۱۳۸۸ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

نقد فیلم درباره الی… درباره زنده بودن الی…

من هم مثل خیلی از فیلم بین هایی که این روزها هوس دیدن یک فیلم ایرانی تمام وجودشان را پر کرده بود، هوس دیدن فیلمی که از کارگردان های خارجی نخل طلا یا خرس نقره ای را بیرون کشیده باشد، فیلمی که افتخار جدیدی باشد، هوسی که هیچ وقت تمامی ندارد وجودم را پر کرده بود؛ من هم مثل خیلی از فیلم بین ها درباره الی را دیدم. همین جا اعتراف می کنم که هیچ نقدی روی این فیلم در روزنامه ها نخواندم و نقدهای خیلی از دوستان را هم به خاطر نوشتن این نقد گوش نکردم. من مثل همیشه دوست دارم نقدهایم مجزا و مستقل از دیگران باشد. بحث را با جنس فیلم شروع می کنیم.   درباره الی چه جور فیلمی بود!؟ مثل همه کارهای اصغر فرهادی، این فیلم هم از ایده شک و تردید استفاده کرده بود. این که بالاخره چه کسی راست می گوید و چه کار باید کرد؟! درباره الی، درباره شخصیتی بود که مثل یک شبح از دل جمعی ناهمگون بیرون می آید و با ناپدید شدنش، سفر شمال همه را خراب می کند. فیلم از عناصر سوررئال مثل ادغام شخصیت ها، ادغام صحنه ها، روایت غیر خطی و از عناصر رئال جادویی مثل دعا، خرافات، جن و پری، اشباحی که در شب بیرون می آیند (مثل شبح الی) و خیلی از عقاید دینی و غیردینی ماورایی استفاده نمی کند. فیلم توسط شخصیت هایی معمولی، در یک محیط معمولی و با محوریت یک اتفاق معمولی نوشته شده است. اما چه چیزی این فیلم را خاص می کند؟ هیچ کس بر همه چیز واقف نیست. فیلم از زاویه دید سوم شخص دوربینی، بدون نریشن (روایتگر)، بدون مونولوگ و بدون دیالوگ های قلمبه سلمبه نوشته شده است. تنها جمله ای که در داستان حالت فلسفی به خود دارد جمله ای است که احمد در توجیه طلاقش می گوید: «یک پایان تلخ، بهتر از یک تلخی بی پایانه!» فیلم تا قبل از گم شدن الی، یک سوم شخص محدود به الی است. و بعد از آن تفاوتی بین دیگران در بیان روایت نمی کند! ولی در هر دو حال سوم شخص است. در این روایت خطی و کوتاه مدت، تنها یک مسئله حل نشده یا بهتر بگوییم حل نشدنی برای آنها است که این فیلم را خاص   جلوه می دهد. کسی نمی داند آیا واقعاً الی مرده است یا زنده؟! و همه بعد از گم شدن الی، تازه می فهمند که چیزی ندارند که به پلیس تحویل بدهند. آنها هیچ چیزی از الی نمی دانند و حتی از جنس رفتارهای او خبر ندارند. و همین یک مسئله ساده باعث می شود که امیر روی زنش سپیده دست بلند کند، پیمان و زنش با هم دعوایشان بشود و دو شخصیت دیگر هم در عین بی تفاوتی به زندگی ساده شان ادامه می دهند و حتی تصمیم می گیرند برگردند! اما به نظر من کل این داستان می تواند در خواب اتفاق افتاده باشد. جمله ای که ….. می گوید شاید گره حل این معما باشد: «من این خواب رو چند وقت پیش دیده بودم. همه­ش جلوی چشمم بود.» خوابی که انگار نمی خواهد تمام بشود و هیچ کس واقعاً نمی تواند آن را تمام کند. خوابی که هر چه بیشتر چشم هایت را می بندی تا تمام بشود، تمام نمی شود و آخر سر یک نفر با دست روی شانه ات می زند که «فلانی بلند شو لنگ ظهره!» و بعد فکر می کنی که آخرش چی؟! آخرش را خودت هم نمی توانی تمام کنی!   درباره شخصیت الی… الی موجودی منزوی، کناره گیر، پرتلاش و بی افاده است. موجودی که انگار برای کمک به دیگران ساخته شده است. او از حرف هایش نمی گذرد. او حتی در مقابل ایستادگی سپیده در مورد رفتنش می گوید: «پیاده برمی گردم تهران!» او از هیچ کسی نمی رنجد اما هیچ عکس العملی در مورد رفتارهای احساسی دیگران ندارد. او بیش از حد منطقی است و اصلاً احساساتی نمی شود. او با چشم خریداری همه را نگاه می کند و فقط با بچه ها خوب گرم می گیرد. او قدرت تصمیم   گیری بالایی ندارد. او تا حدی هم مطیع جمع است. و شاید فراتر از جمع به دنیا نگاه می کند. او با اصرار سپیده، با وجود این که نامزد داشته به شمال آمده است. و با اصرار سپیده هم سعی می کند با جمع کنار بیاید. وقتی بچه ها را به او می سپرند به راحتی قبول می کند و تنها سؤالی که از احمد می پرسد این است که :« چرا جدا شدی؟!» وقتی هم احمد علت سؤالش را می پرسد تا بلکه نظر مثبتی بگیرد می گوید: «حالا!» نه می تواند بگوید بله، نه می تواند بگوید نه! او یک زن رام سنتی است! حتی از شیوه های سنتی برای صحبت کردن با احمد استفاده می کند. نمکدان را توی آشپزخانه پیش خود نگه می دارد تا احمد به دنبالش بیاید. اما احمد این کار را نمی کند! او به گفته سپیده نمی تواند از نامزد قبلی اش جدا شود. و همین طور نمی تواند رابطه جدیدی را با احمد شروع کند. او برای رضایت احمد شده که سعی نمی کند نشانه ای از ماندن بدهد. شاید در دیدگاه ذهنی اش به خودش می گوید: «هر وقت اومد خواستگاری و لازم شد بقیه چیزها رو می پرسم!»   چرا الی زنده است؟ نادیده های شخصیت های اصلی فیلم از الی، یا ناتوانی آنها در درک شخصیت الی باعث این اتفاق می شود که او به راحتی آنها را ترک کند و کسی هم متوجه نشود! همین الان بحث کردیم که الی نمی تواند در مقابل خواسته دیگران پافشاری کند و کاری را می کند که دیگران دوست دارند. و دیگرانی در اولویتند که او بیشتر دوستشان دارد. او مسلماً با این نوع شخصیتی که دارد مادرش را به دیگران ترجیح می دهد و مسلماً به تهران برگشته است! اما چه طوری؟! اول ببینیم که شخصیت های اصلی چه چیزهایی را نمی دانند و سعی می کنند بدانند. اولین نکته ای که از دید شخصیت های اصلی دور می ماند صحبت های او با مادرش است. «مادر اصلاً نمی خواد بگی من اومدم شمال. بگو رفته بیرون، هر وقت اومد زنگ می زنه. یه چیزی بگو دیگه.» وقتی احمد می آید تلفن را قطع کرده. با توجه به ادبی که احمد برای صحبت کردن او گذاشته و موقع حرف زدن او با مادرش تنهایش گذاشته، او هم وقتی تلفنش در هنگام صحبت با احمد زنگ می خورد، ان را جواب نمی دهد. اما بعداً می فهمیم که او به خاطر این که نامزدش زنگ زده جوابش را نداده. دومین سؤال این است که آیا الی، با این کارش برای انتخاب احمد، گزینه اول را محو کرده یا این که نخواسته گزینه اول را از دست بدهد و گزینه دومی هم داشته باشد!؟ سومین نکته ای که از دید شخصیت ها پنهان می ماند، همین گوشه گیری الی از جمع است. او زیاد با جمع خو نمی گیرد و به شدت در تب و تاب رفتن است؛ به هر صورتی؛ حتی پیاده! او برای مادرش اهمیت زیادی قائل است. چهارمین نکته هم وقتی است که بچه ها را رها می کند تا به تهران برگردد. :«خب بچه ها، من دیگه باید برم!» و بادبادک را به دست بچه ها می دهد تا بادبادک دل خودش را به سمت تهران پرواز دهد. او مطمئناً وارد خانه شده، دنبال ساکش گشته و آن را پیدا نکرده! ….. هم که داشته با هدفونش موسیقی گوش می داده، پس متوجه صحنه ورود الی به خانه نشده. الی هم با همان پولی که داشته به تهران برگشته است! پنجمین نکته هم این است که نامزد الی، که خودش را برادر الی جا می زند، وقتی با این نکته روبرو می شود که الی بدون این که بگوید نامزد دارد به شمال آمده و به نوعی به او خیانت کرده، وقتی بالای سر جنازه می رود بدون کوچکترین نگاهی شروع به گریه می کند. او از چهره نیمه ای که جلوی رویش است فقط چهره الی را می بیند. او سعی می کند باور کند که الی مرده است تا خیانت او را فراموش کند. و برای این که این خبر دروغ را به خانواده الی ندهد، به همراهانش می گوید که خودشان به خانواده شان اطلاع دهند. سپیده روی میز آشپزخانه با حالتی بهت زده، از کارهایی که کرده و دروغ هایی که گفته، فقط به اتفاقاتی که افتاده فکر می کند و انگار منتظر است کسی او را از خواب بیدار کند. مردها سعی می کنند ماشین را که در ساحل شنی دریا فرو رفته بیرون بیاورند. اما مثل پیدا کردن الی موفق نمی شوند! مخاطب همین جا رها می شود و کارگردان هم از پشت صحنه به انها می خندد که چرا به الی توجه نکردند که رفته! شاید حتی پای پیاده!  

نقد فیلم درباره الی… درباره زنده بودن الی…

چهارشنبه, تیر ۱۷م, ۱۳۸۸ فیلم, فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم لوتکا

تله فیلم «لوتکا» به کارگردانی حسین باکیده هفته گذشته در استادیوم آزادی تهران به کار تصویربرداری خود پایان داد.

«مجید خلج» تهیه‌کننده این تله فیلم ابراز داشت: بعد از سال‌ها برای اولین بار این فیلم با مضمون ورزشی و ساختاری متفاوت ساخته می‌شود و صرفاً به ورزش قایقرانی می‌پردازد که به لطف حق تعالی، تا این مرحله با موفقیت همراه بوده است.
وی افزود: تدوین این تله فیلم را «شاهین یارمحمدی» به عهده گرقته و «پوریا حیدری» به عنوان آهنگساز فیلم، روز گذشته قرار داد بست.

خلج در ادامه گفت:این فیلم در مرکز صدا و سیمای گیلان شبکه باران تولید شده و پرسنل نیروی دریائی و مسئولین فدراسیون قایقرانی زحمات زیادی جهت ساخت این فیلم کشیده‌اند.
براساس این گزارش، از نکته‌های قابل توجه این کار، ساخت اولین فیلمرو آبی است که با موفقیت انجام شد.
در این فیلم بهمن دان ،مهدی امینی خواه ،سیاوش خیرابی ،فریده دریامج ،بهار رسولی ،رضا میرمعنوی ،سیامک مظفری ،حامد صفائی و تعدادی از بازیگران برجسته استان گیلان ایفای نقش کرده‌اند.
در خلاصه داستان این فیلم آورده است:علی و مجید هر دو جوانانی هستند که توسط سروان توسلی؛(استعداد یاب تیم قایقرانی نیروی دریائی)جهت حضور در تیم، دعوت می‌شوند. مجید که یک قایقران با سابقه است با مراد که تازه وارد است دچار اختلاف و مشکلاتی می‌شود و با سوء‌تفاهم نسبت به سروان توسلی ماجرای عجیبی شکل می‌گیرد…
عوامل این تله فیلم عبارتند از:نویسنده: کریم سربخش ،کارگردان: حسین باکیده ،تهیه‌کننده: مجید خلج ،مشاور کارگردان: عبدالله باکیده ،مدیر تصویربرداری: سید حسین موسوی ،صدابردار: وحید سلطانی ،طراح صحنه و لباس: علی شایانفر ،طراح گریم: مجید خلج ،مدیر تولید: محمود سیف ،دستیار تهیه‌کننده: مریم هودهشناس ،دستیاران اول و برنامه‌ریز: مسعود حقی،مدیر تدارکات: کامران نژادی،دستیار کارگردان: مهدی نوری ،عکاس: امین رنجبر ،منشی صحنه: شهره شافعی،گروه صحنه: شهرام نیکار ،الهه رحیمی ،یونس باکیده ،نگار موفق‌مقدم ،گروه گریم: حامد علی بخشی- روشنک موفق مقدم ،گروه تصویر: فرهاد صادقی ،محمد نصیری ،محمدرضا صانعی،روابط عمومی: بهناز یاقوتی ،مجری طرح: شرکت فیلمسازی هانا هنرفیلم.

برچسب‌ها:
شنبه, فروردین ۱م, ۱۳۸۸ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم لوتکا

فیلم سینمایی لوتکا با حضور مدیرکل صداوسیمای مرکز گیلان و امام جمعه و خسته بند نماینده مردم انزلی و جمعی از مسئولین محلی در بندر انزلی کلید خورد . به گزارش روابط عمومی مرکز، فیلمبرداری تله فیلم لوتکا را پس از ۳۵ روز در شهرستان به خواهد رسید. خلاصه داستان از این قرار است مجید و مراد هر دو جوانی هستند که توسط سروان توسلی استعداد یاب تیم قایقرانی نیروی دریایی به حضور در تیم دعوت می شوند . مجید که یک قایقران با سابقه است با مراد که تازه وارد است دچار اختلاف و مشکلاتی می شود و با سوء تفاهم نسبت به سروان توسلی ماجرای عجیبی شکل می گیرد . عوامل این فیلم سینمایی عبارتنداز: کارگردان : حسین باکیده / تهیه کننده : مجید خلج / بازیگران اصلی فیلم نیز عبارتنداز : بهمن دان ، مهدی امینی خواه ، سیاوش ، خیرابی ، فریده دریامج و . . .

برچسب‌ها:
جمعه, اسفند ۳۰م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم لیلا

نویسنده و کارگردان: داربوش مهرجویی (بر اساس داستانی به همین نام از مهناز انصاریان)

مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری

صدا: اصغر شاهوردی

طراح صحنه: فریار جواهریان، ژیلا مهرجویی، بیتا قزل ایاق

تدوین گر: مصطفی خرقه پوش

موسیقی: کیوان جهانشاهی، فریدون  شهبازیان

طراح گریم: محبوبه اسکندری

بازیگران: لیلا حاتمی، علی مصفا، جمیله شیخی، توران مهرزاد، امیر پایور، شقایق فراهانی، محمدرضا شریفی نیا، پگاه قطبی

تهیه کننده: داریوش مهرجویی، فرامرز فرازمند

سال ساخت: ۱۳۷۵

تاریخ نمایش: ۱۳۷۶

زمان: ۱۱۰ دقیقه

خلاصه داستان:

لیلا روز شله زرد پزان با رضا آشنا شده و این آشنایی به ازدواج منتهی می شود. یکسال بعد لیلا روز تولد خود متوجه می شود که باردارنخواهد شد. رضا که تنها پسر خانواده است مدام توسط مادرش تحت فشار استکه به ازدواج دوم تن در دهد تا شاید از زن دوم صاحب پسر شود. لیلا علی رغممیل باطنی به ازدواج دوم رضا رضایت می دهد اما روز ازدواج رضا نمی تواندحضور زن دیگری را در خانه خود ببیند و خانه را ترک کرده و شبانه به خانه پدری  می رود. حاصل ازدواج رضا با زن دوم دختری می شود بنام باران. رضا زن دوم را طلاق میدهد. اما لیلا حاضر به بازگشت به خانه نیست. سالها می گذرد و روز شعله زرد پزان رضا به همراه دختر کوچکش باران به خانه لیلا می آید….

جوایز:

*

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن از پانزدهمین جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۵
*

کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین فیلم از پانزدهیمن جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۵
*

کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از پانزدهیمن جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۵
*

کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه از پانزدهیمن جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۵
*

کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از پانزدهیمن جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۵
*

کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری از پانزدهیمن جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۵
*

کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین تدوین از پانزدهیمن جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۵
*

کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین صحنه آرایی از پانزدهیمن جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۵

برچسب‌ها:
جمعه, اسفند ۳۰م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم لیلا

لیلا حاتمی ( بازیگر نقش اول زن در فیلم لیلا )

نام : لیلا

نام خانوادگی : حاتمی

سمت : بازیگر

تاریخ تولد : ۱۳۵۱

محل تولد : تهران

ملیت : ایرانی

بیوگرافی :

فرزند علی حاتمی ( نوسینده و کارگردان)

فرزند زری خوشکام ( بازیگر )

همسر علی مصفا ( بازیگر و کارگردان)

پس از دیپلم ، دو سال مهندسی برق را در دانشگاه پلی تکنیک سوییس و دو سال ادبیات مدرن فرانسه را در همین کشور گذراند . لیلا حاتمی در خانواده ای کاملا هنری متولد شد . پدر وی مرحوم علی حاتمی کارگردان فقید سینمای ایران و مادرش زری خوشکام بازیگر قبل از انقلاب است . همین خانواده هنری باعث شد لیلا خیلی زود و در سن ۳ سالگی برای اولین بار در مقابل دوربین حاضر شود . اولین تجربه او بازی در سریال ” سلطان صاحبقران ” در سال ۱۳۵۴ بود ، پس از آن در سریال های “طلاق” (۱۳۵۶) ، “هزاردستان” (۱۳۵۸) و “زیرگنبد کبود” (۱۳۶۱) ایفای نقش کرد . وی اولین فیلم سینمایی خود را در سال ۱۳۶۲ و در سن ۱۱ سالگی با بازی در “کمال الملک” تجربه کرد . پس از یک وقفه ۸ ساله در سال ۱۳۷۰ در فیلم سینمایی “دلشدگان” ایفای نقش کرد .

خانم حاتمی جزو معدود هنرپیشگان ایرانی است که دارای تحصیلات عالیه است . اما نقطه عطف برای زندگی وی بازی در فیلم “لیلا” بود . فیلم لیلا ، لیلا حاتمی را نه تنها در ایران بلکه در دنیا به شهرت رساند. معروفیت بین المللی لیلا باعث شد چهره لیلا در فیلم لیلا در اکثر سایتهای سینمایی دنیا به نمایش درآید و همچنان نقد آن ادامه دارد . اما جنبه مهمتر فیلم لیلا برای لیلا حاتمی ازدواج در این فیلم با نقش مقابل خود علی مصفا بود . اتفاقی که خانم حاتمی همیشه از آن به نیکی یاد می کند .

“شیدا” (۱۳۷۷) ، “میکس” (۱۳۷۸) ، آب و آتش (۱۳۷۹) ، از دیگر کارهای وی است که البته هرگز نتوانست محبوبیت لیلا را کسب کند . حاتمی بعد از ۱۸ سال بار دیگر به تلویزیون آمد و این بار به عنوان یک بازیگر مطرح در سریال ” کیف انگلیسی ” (۱۳۷۹) ایفای نقش کرد.

ارتفاع پست (۱۳۸۰) ، ایستگاه متروک (۱۳۸۱) ، سیمای زنی در دوردست (۱۳۸۲) ، حکم (۱۳۸۳) ، سالاد فصل (۱۳۸۳) ، شاعر زباله ها(۱۳۸۴) از دیگر کارهای وی است .

معصومیت و زیبایی چهره او به همراه بازی با احساس و بچه گانه اش باعث تبدیل شدن او به یک از سوپر استارهای ایران شده است .

این مطلب پیش زمینه ای برای نقد فیلم “لیلا” ، به بازیگر لیلا حاتمی بود .

برچسب‌ها:
جمعه, اسفند ۳۰م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم بیست

هیات داوران بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر نامزدهای دریافت سیمرغ بخش مسابقه سینمای ایران را معرفی کردند.
اسامی نامزدهای دریافت سیمرغ بلورین جشنواره ۲۷ فیلم فجر به ترتیب اعلام شده است.
در فاصله یک روز به پایان جشنواره‌ بیست و هفتم فیلم فجر نامزدهای سیمرغ بلورین به شرح ذیل اعلام شده است:

چهره‌پردازی: سعید ملکان (پست‌چی سه بار در نمی‌زند)، محمدرضا قومی (تردید)،‌مهرداد میرکیانی (درباره‌ی الی)، سودابه خسروی (شبانه‌روز)، سعید ملکان (وقتی همه خوابیم)
جلوه‌های ویژه: داوود رسولیان (به کبودی یاس)، عباس شوقی (پستچی سه بار در نمی زند)، جواد شریفی راد (کودک و فرشته)، جواد شریفی راد (موش)
طراحی صحنه و لباس: اصغر نژاد ایمانی (پنالتی)، امیر اثباتی (تردید)، آتوسا قلم‌فرسایی (صداها)، سعید آهنگرانی (کودک و فرشته)، ایرج رامین‌فر و آتوسا قلم فرسایی ( وقتی همه خوابیم)
صدای فیلم: حسین ابوالصدق (پستچی سه بار در نمی‌زند)، پرویز آبنار (تردید)، حسن زاهدی (درباره‌ی الی)، مانی هاشمیان (شبانه‌روز)، پرویز آبنار (صداها)
تدوین: حسن حسندوست (پست‌چی سه بار در نمی‌زند)، واروژ کریم مسیحی (تردید)، هایده صفی‌یاری (درباره‌ی الی)، محمدرضا مویینی (کودک و فرشته)، بهرام بیضایی و سپیده عبدالوهاب (وقتی همه خوابیم)
موسیقی: فردین خلعتبری (پستچی سه بار در نمی‌زند)، علیرضا کهن‌دیری (حیران)، کارن همایون‌فر (زادبوم)، ناصر چشم‌آذر (سوپراستار)، محمدرضا درویشی (وقتی همه خوابیم)
فیلمبرداری: ساعد نیکذات (پنالتی)، بهرام بدخشانی (تردید)، حسین جعفریان (درباره‌ی الی) ، علیرضا زرین‌دست (سوپر استار)، مرتضی پورصمدی (شبانه روز)
بازیگر نقش اول زن: لیلا حاتمی (بی‌پولی)، ترانه علیدوستی (تردید)، باران کوثری (حیران)، فریده فرامرزی (صندلی خالی)، منا احمدی (کودک و فرشته)
بازیگر نقش اول مرد: پرویز پرستویی (بیست)،‌شهاب حسینی (درباره‌ی الی)، مسعود رایگان (زادبوم)، شهاب حسینی (سوپراستار)،‌محمدرضا فروتن (عیار ۱۴)
بازیگر نقش مکمل زن: مهتاب کرامتی (بیست)، لیلا زارع (پستچی سه بار دست نمی‌زند)، مریلا زارعی (درباره الی)، پگاه آهنگرانی (زادبوم)، طناز طباطبایی (صداها)
بازیگر نقش مکمل مرد:علیرضا خمسه (بیست)، حامد کمیلی (تردید)، صابر ابر (درباره الی)، کامبیز دیرباز (عیار ۱۴)، افشین هاشمی (کودک و فرشته)
فیلم‌نامه: حسین مهکام و عبدالرضا کاهانی برای «بیست»، وارژ کریم مسیحی (تردید) اصغر فرهادی (درباره الی)، فرید مصطفوی و ابوالحسن داودی (زادبوم)، تهمینه میلانی (سوپر استار)، پرویز شهبازی (عیار ۱۴)
کارگردانی: عبدالرضا کاهانی (بیست)، حسن فتحی (پستچی سه بار در نمی‌زند)، واروژ کریم مسیحی (تردید)، اصغر فرهادی (درباره‌ی الی)، تهمینه میلانی (سوپراستار)، بهرام بیضایی (وقتی همه خوابیم)
بهترین فیلم: (بیست ) به تهیه‌کنندگی پوران درخشنده، (پستچی سه بار در نمی‌زند) به تهیه کنندگی جواد نوروز بیگی، (تردید) به تهیه‌کنندگی سعید سعدی، (درباره‌ی الی) به تهیه‌کنندگی اصغر فرهادی، (زاد بوم) به تهیه کنندگی ابوالحسن داودی، (وقتی همه خوابیم) به تهیه کنندگی بهرام بیضایی
علاوه بر «تردید» و «درباره‌ی الی» فیلم‌های «پستچی سه بار در نمی‌زند» در هفت رشته، «وقتی همه خوابیم» و «بیست» در شش رشته، «زادبوم»، «سوپراستار»، «کودک و فرشته» در پنج رشته از جمله فیلم‌هایی هستند که در بیشترین بخش‌ها نامزد دریافت سیمرغ بلورین شده‌اند.
برگزیدگان بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر سه‌شنبه ۲۲ بهمن ماه در ساعت ۱۹ در تالار بزرگ کشور معرفی خواهند شد

برچسب‌ها:
جمعه, اسفند ۳۰م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم بی پولی

موفقیت فیلم سینمایی “بی‌پولی” ساخته حمید نعمت‌الله بیش از هر چیز ناشی از نگاه جزئی‌نگر فیلمساز به مضمون انتخابی و احاطه بر فضا و روابطی است که به خلق یک طنز تلخ اجتماعی موفق منجر شده است.
نعمت‌الله در دومین فیلم کارنامه خود حرکتی هوشمندانه بر لبه تیغ کمدی و تراژدی دارد و می‌تواند با کمترین لغزش این مسیر را به سلامت طی کند. بالاخره وسواس‌های این فیلمساز پنج سال پس از “بوتیک” نتیجه داد و نعمت‌الله بدون تکرار فضای آن فیلم، این بار سراغ مضمونی تلخ و مسئله مبتلا به جوان امروز رفته که با لحن طنز و یکدست فیلم به یک طنز تلخ اجتماعی با سویه‌های اجتماعی بدل شده است.

نعمت‌الله با محوریت غرور بی‌جا در میان جوانان امروز و پیامدهای آن در زندگی زوج محوری، سویه‌های اجتماعی چون فقر، بی‌پولی، بیکاری و… را نیز نشانه رفته و می‌تواند با لحنی یکدست در ترسیم فضای موجود موفق عمل کند. هر چند رسیدن به پرداخت یکدست این فضا مهمترین مشکل بوده اما فیلمساز توانسته بدون لغزش صرف به سوی کمدی و تراژدی، پیوندی بین این دو فضا ایجاد و از قِبل آن هم تلخی موجود را قابل هضم کند و هم فضای طنز را از افتادن به دام لودگی نجات دهد.

در “بی‌پولی” برای طراحی روند اوج و فرود زندگی این زوج نویسنده و فیلمساز دست به خلق شخصیت‌هایی تازه با پرداختی متفاوت زده‌اند که البته حضور بازیگران نیز به این امتیاز دامن زده است. لیلا حاتمی با فاصله گرفتن از کلیشه زن معصوم، عمیق و درونگرای همیشگی به شخصیت زنی جوان از طبقه مرفه با سطح فکری محدود نزدیک می‌شود که اوج و فرودی جذاب دارد.

زنی که از یک عاشق بی‌چون و چرا و کوته‌فکر که ناآگاهانه وارد بازی‌های شوهرش شده به زنی مقتدر بدل می‌شود که شوهرش را ترک کرده و در انتها با چرخشی تعیین‌کننده به سوی او بازمی‌گردد. در این میان روندی که برای شخصیت مرد با بازی بهرام رادان طراحی شده نیز سیر او را از یک جوان مغرور که به قابلیت‌های ظاهری خود غره است، به یک مرد تنها و ترک‌شده در قالب طنز به تصویر می‌کشد.

شخصیت‌های فرعی فیلم نیز به اندازه‌ای که باید پرداخت شده و حضوری تأثیرگذار با همان کمیت دارند. طیفی تمام و کمال از مردان بیکار که هر یک با رنگامیزی خاص در عین ایجاد فضایی مفرح برای پذیرفتنی شدن این موقعیت، به گونه‌ای نگاهی چند وجهی به معضل بیکاری مردان دارد.

“بی‌پولی” بیش از هر چیز ناشی از نگاه جزئی‌نگر نعمت‌الله و فیلمنامه‌نویسش به مضمونی که انتخاب کرده‌اند و احاطه آنها بر فضا و روابط موجود بین شخصیت‌های اصلی و فرعی است. فیلمی که تلخی عمیق آن تنها با لحن یکدست انتخاب شده می‌تواند برای مخاطب قابل تحمل شود.

“بی‌پولی” دومین فیلم نعمت‌الله پس از “بوتیک” با فیلمنامه نعمت‌الله و هادی مقدم‌دوست داستان زوجی جوان را روایت می‌کند که درگیر یک دوره بیکاری می‌شوند. رادان، حاتمی، حبیب رضایی، امیر جعفری، سیامک انصاری، بابک حمیدیان، نادر فلاح، علی سلیمانی، رضا رشیدپور، سوسن مقصودلو، جلال پیشوائیان، افشین سنگچاپ و فرهاد شریفی بازیگران فیلم هستند.

برچسب‌ها:
جمعه, اسفند ۳۰م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »

فیلم بی پولی

سینمای ما – گلاویژ نادری: پنج سال از ساخت «بوتیک» اولین تجربه کارگردانی حمید نعمت‌الله می‌گذرد و او این روزها مشغول فیلمبرداری دومین فیلم بلند سینمایی‌اش است. تا به حالا بیش از ۸۰ درصد از سکانس‌های فیلم جلوی دوربین علیرضا زرین‌دست رفته است و گروه تولید، مشغول فیلمبرداری سکانس‌های داخلی باقیمانده هستند. سکانس‌های خارجی پیش از شروع فصل گرما فیلمبرداری شد و نعمت‌الله به همراه بازیگرانش روزهای پایانی فیلمبرداری را می‌گذرانند. داستان «بی‌پولی» درباره زندگی زوج جوانی است که دچار مشکلات اقتصادی و بی‌پولی می‌شوند و به دنبال راهی برای تغییر وضعیت زندگی خود هستند، آنان راه‌های مختلفی را برای رسیدن به پول بیشتر تجربه می‌کنند. بهرام رادان و لیلا حاتمی نقش این زوج را بازی می‌کنند و سایر بازیگران از جمله حبیب رضایی، امیر جعفری، سیامک انصاری، بابک حمیدیان، فرهاد شریفی و… هر یک نقشی کوتاه و فرعی را برعهده دارند.
کار در لوکیشن قدیمی و باستانی
«بی‌پولی» فیلم پرلوکیشنی است و تعداد لوکیشن‌ها در گرمای تابستان کار را برای گروه تولید سخت‌تر می‌کند. یکی از این لوکیشن‌ها، طبقه‌ای از ساختمان قدیمی و فرسوده‌ای است که از آن در فیلمنامه به عنوان «شرکت متاهلان» نام برده شده؛ طبقه هفتم ساختمانی که چند سال دیگر می‌توان آن را جزء آثار باستانی به حساب آورد. درهای چوبی قهوه‌ای رنگ همراه با شیشه‌های مات، دو اتاق این شرکت را از هم جدا کرده است. این طبقه دو واحد دارد که هر دوی آنها در اختیار گروه قرار گرفته است. در طبقات دیگر این ساختمان کلاس‌های آموزش نقاشی و گرافیک برگزار می‌شود که هنرجویان آن هر ازگاهی از سر کنجکاوی با آسانسور به طبقه هفتم می‌آمدند و در حالی که زیرزیرکی نگاهی به گروه و بازیگران می‌انداختند بقیه طبقات را پیاده می‌رفتند. فضای داخلی شرکت هم با اینکه توسط گروه، بازسازی و رنگ‌آمیزی شده بود اما شرایط بهتری از دیگر بخش‌های این ساختمان قدیمی نداشت. سه میز چوبی زهوار دررفته در دو اتاق شرکت متاهلان قرار داشت که روی یکی از آنها چند قوطی کرم، عطر و مقداری لوازم آرایشی چیده شده بود. روی زمین فرش کهنه رنگا‌رنگ انداخته بودند که روی آن وسایل آرایش قرار داشت. این شرکت در فیلمنامه متعلق به یکی از دوستان ایرج (بهرام رادان) شخصیت اصلی فیلم است که مدتی قبل از آن به خرید و فروش لوازم آرایشی می‌پرداخته و حالا تبدیل به محلی برای گذران اوقات بیکاری آنان شده است. ایرج به همراه دوستانش برای اینکه از غرغر همسرانشان در امان بمانند، صبح‌ها از خانه بیرون می‌آیند و چون جایی برای رفتن ندارند در شرکت دور هم جمع می‌شوند. گوشه‌ای از اتاق تخت فلزی قدیمی‌ای هست که هم بیکاران شرکت متاهلان روی آن استراحت می‌کنند و هم اعضای گروه تولید برای مدت کوتاهی هم که شده روی آن دراز می‌کشند تا خستگی به‌درکنند. یخچال سفید کوچکی که به نظر می رسد متعلق به دهه ۳۰ یا ۴۰ است در گوشه‌ای از اتاق قرار داده شده و پنکه کوچکی که مشابهش را در فیلم‌های کیمیایی دیده‌ایم روی صندلی گذاشته‌اند تا گرمای هوا را کمتر کند، به قول یکی از اعضای گروه، پنکه باشخصیتی است و هویت دارد. با اینکه سالیان درازی از عمر این پنکه می‌گذرد اما به تنهایی می‌تواند یکی از اتاق‌های شرکت را خنک کند هرچند که اسحاق خانزادی صدابردار فیلم دل خوشی از آن ندارد چون موقع گرفتن پلان بی‌صدا و خاموش شدن آن مدتی طول می کشد و او نمی تواند کار خود را سریع شروع کند.
سقف شرکت با پارچه‌های سفید و پروژکتورهای ریز و درشت پوشیده شده. پارچه‌ها تا جلوی دریچه کولر کشیده شده‌اند و مانع از خنک شدن هوا می‌شوند. زمانی که پنکه فسقلی خاموش می‌شود گرمای هوا همراه با حرارت پروژکتورها، اتاق‌های شرکت را تبدیل به سونای خشک می‌کنند و عرق همه درمی‌آید و صورت‌ها رنگ لبو می‌شود. عرق از سر و روی سیامک انصاری چکه می‌کند. سرخی صورتش به خوبی نشان‌دهنده وضعیت آب و هوایی شرکت است که احتمالا به خوبی در فیلم هم نشان داده می‌شود. وقتی «بی‌پولی» را روی پرده سینما دیدید از سرخی صورت انصاری تعجب نکنید، گرمای تابستان امسال را به یاد بیاورید، دلیل این رنگ و رو را می‌فهمید. اعضای گروه تدارکات مرتب آب خنک، شربت آبلیمو و گاهی هم چای به هم تعارف می‌کنند تا تحمل آن شرایط آسان‌تر شود. در فاصله دو پلان زرین‌دست پشت یکی از همان میزهای رنگ و رو رفته می‌نشیند و با نعمت‌الله صحبت می‌کند. هر دوی آنها از روند کار در این لوکیشن خیلی راضی هستند. زرین‌دست می‌گوید: «انتظار نداشتم که به این سرعت کار در این شرکت انجام شود.» به نظر او سخت‌ترین سکانس‌های فیلم مربوط به این لوکیشن است و به دلیل سخت‌تر بودن کارش، تصور می‌کند فیلمبرداری این سکانس‌ها بیشتر طول بکشد. نعمت‌الله هم می‌گوید: این سکانس‌ها قلب فیلم است و اگر آنطور که می‌خواست درنمی‌آمد، همه‌چیز خراب می‌شد. آن دو منتظر آماده شدن صحنه هستند تا سکانس جدیدی را شروع کنند. اعضای گروه فیلمبرداری ریل تراولینگ را وسط اتاق می‌گذارند؛ دوربین را نصب می‌کنند و پروژکتورها آماده می‌شوند.
ضبط پربازیگرترین پلان‌ها
سکانس‌هایی که در این شرکت جلوی دوربین می‌روند، پربازیگرترین پلان‌ها را دارند و به گفته رضا بختیاری دستیار نعمت‌الله هر روز هفت، هشت نفر از بازیگرها آفیش می‌شوند. اتاق نسبتا کوچک است و زرین‌دست در حالی که دوربینش را در حدفاصل دو اتاق و چارچوب در قرار می‌دهد، پشت آن می‌ایستد. دستیار خانزادی مجبور می‌شود برای اینکه جایی برای ایستادن پیدا کند، لنگه در را از چارچوب دربیاورد و کنار چارچوب بایستد. حبیب رضایی، امیر جعفری، سیامک انصاری، بابک حمیدیان و فرهاد شریفی در این پلان بازی می‌کنند. شریفی پشت یکی از همان میزهای باستانی می‌نشیند. امیر جعفری به یکی از درهای قدیمی تکیه می‌دهد، سیامک انصاری روی صندلی کنار جعفری می‌نشیند و حبیب رضایی در حالی که دست‌های خیسش را تکان می‌دهد، از دستشویی بیرون می‌آ‌ید و به طرف اتاقی که رادان در آن خوابیده می‌رود. آنها چندبار دیالوگ‌هایشان را تمرین می کنند. انصاری و جعفری در میانه دیالوگ گفتن، شوخی و خنده را هم چاشنی کار می‌کنند و
هر ازگاهی سر و صدای خنده آنان بلند می‌شود. نعمت‌الله از آنان می خواهد، از ابتدا دیالوگ‌هایشان را تمرین کنند، یکی دو بار این پلان تمرین می‌شود و بعد زرین‌دست پشت دوربین قرار می‌گیرد. جعفری شروع می‌کند: «عسلویه گرمه‌ها، گرم.» انصاری: «آتیش می‌باره». رضایی در حالی که از دستشویی بیرون می‌آید: «جهنم مال اول صبحشه اما پول ریخته‌ها، پول. یکی باید جمع کنه.» دستیار صدابردار تلاش می‌کند، بوم را جایی قرار دهد که در کادر قرار نگیرد. او در ابتدای پلان بوم را روی هوا نگه می‌دارد اما وقتی نوبت به شریفی می‌رسد باید بوم اینقدر را پشت میز و پایین پای او بگیرد، دوباره جعفری دیالوگ می‌گوید و او در حرکتی که بی‌شباهت به حرکات ژانگولر نیست روی چهارپایه‌ای می‌پرد تا دوبار، بوم را بدون اینکه در کادر باشد بالای سر جعفری بگیرد. بار اول پایش از روی چهارپایه لیز می‌خورد و از آن پایین می‌افتد و خانزادی کات می‌دهد. یکی دیگر از اعضای گروه چهارپایه را محکم نگه می‌دارد روی زمین می‌نشیند تا داخل کادر هم نباشد. دوباره ضبط شروع می‌شود. مدت این پلان نزدیک دو دقیقه و طولانی است و همین، کار همه را سخت‌تر می‌کند. «صدا، رفت، دوربین، آماده‌اس، همه ساکت، ضبط می‌شه.»
رضایی به سمت اتاق ایرج (رادان) می‌رود. حمیدیان به سرعت به او نزدیک می شود. او نقش یک لال را بازی می‌کند که به زبان اشاره صحبت می‌کند. حمیدیان اجازه نمی‌دهد رضایی به اتاق ایرج برود چون او در حال استراحت است و حمیدیان هم مراقب است کسی مزاحم ایرج نشود.» رضایی به او می‌گوید: «ببین من رفتم بانک، دیدم یارو نه‌تنها چک رو اجرا گذاشته بلکه گفته دلم براش تنگ شده، می‌خواد ببیندش اگه منو ببینه خوشحال می‌شه.»
حرف‌های حمیدیان را فقط انصاری متوجه می‌شود و برای رضایی ترجمه می‌کند. رضایی: «چرا اینقدر می‌خوابه، معتاد نشده باشه؟» شریفی: «نه بابا متخصص گل یا پوچه، می‌ره دنبال کار اما جور نمی‌شه.» جعفری: «آنقدر جون‌دوسته که سمت این چیزا نمی‌ره.» این پلان سه، چهار بار تکرار می‌شود. حمیدیان باید در حالی که به رضایی نزدیک می‌شود با شیشه عطری که در دست خود دارد به خودش و اطراف عطر بزند. نعمت‌الله با او چندبار تمرین کرد، نقطه شروع حرکت او را تنظیم می‌کند. بوی عطر تند در فضا پخش می شود. جعفری می‌گوید: «آقا تورو خدا از این عطر نزن، آدم خفه می‌شه.»
مهم اینه که اتفاق بدی نیفته
نعمت‌الله خیلی خوب حواسش به بازی‌هاست و به بازیگرانش در گفتن دیالوگ‌ها کمک می‌کند. او یکی دو خط از دیالوگ‌های این پلان را حذف می‌کند و پس از سه، چهار بار ضبط به پایان می‌رسد. کولر و پنکه که هنگام ضبط خاموش بودند به سرعت روشن می‌شوند تا تنفس بیش از این سخت‌تر نشود. خانزادی می‌گوید دو ماه است که ناچارند در این وضعیت کار کنند. او از نعمت‌الله می‌خواهد صداهای ضبط شده را چک کند، او قبل از اینکه به صداها گوش دهد، می‌گوید: «معلومه که خوب شده» اما خانزادی اصرار می‌کند و نعمت‌الله پس از شنیدن صداها رضایت خود را اعلام می‌کند. کارگردان «بی‌پولی» به زرین‌دست و خانزادی اطمینان دارد و با زرین‌دست بر سر ضبط پلان‌ها مشورت می‌کند. نعمت‌الله سرحال‌تر از همیشه است و همین مساله نشان از این دارد که از کار راضی و به نتیجه فیلمش امیدوار است. او می‌گوید: «تقریبا هیچ فیلمی آن‌طور که آدم می‌خواهد، پیش نمی‌رود. بخشی از این موضوع کاملا طبیعی است. یعنی خود به خود آن چیزی که در ذهن کارگردان ساخته شده با هر بازیگر، لوکیشن، لباس و… تغییر می‌کند اما مهم این است که اتفاق بدی نیفتد و نتیجه کار بد نشود. این فیلم با شرایط و امکانات موجود با آنچه در ذهن من بود، تفاوت دارد اما نتیجه کار تا به حال خوب بوده و کاملا راضی هستم. کارگردانی شبیه سوال‌های چهار جوابی است. آدم مدام فکر می‌کند، این نما را بسته بگیرد یا باز، زاویه‌ دوربین این‌طور باشد یا نباشد، بازیگر این کار را انجام دهد یا نکند. این سوالات در ذهن من هست و اینها جزء احوالات طبیعی کارگردانی است اما خوشبختانه مشکلی در طول کار نداشتم و همه‌چیز مطابق میلم‌ پیش رفت.»
گروه فیلمبرداری مشغول نصب تراولینگ و سه‌پایه و دوربین‌ برای ضبط ادامه این سکانس می‌شوند. ادامه این سکانس از جایی شروع می‌شود که رضایی به همراه حمیدیان پشت در اتاق رادان می‌ایستد و رضایی وارد اتاق می‌شود. رادان روی یکی از همان میزهای رنگ و رورفته در حالی‌که بالش زیر سرش گذاشته و ملحفه‌ای روی خود کشیده، خوابیده است. ملحفه رنگارنگ است و نعمت‌الله از یکی از اعضای گروه می‌خواهد آن را عوض کرده و ملحفه‌ سفیدی بیاورد. نعمت‌الله از حمیدیان و رضایی می‌خواهد یک بار دیگر دیالوگ‌‌هایشان را بگویند. زرین‌دست از هر کدام از آنها می‌خواهد کمی جای خود را تغییر داده و نزدیک به هم بایستند. از ابتدا قرار بود باقیمانده این سکانس در یکی دو نما ضبط شود اما با صلاحدید نعمت‌الله و زرین‌دست به چند پلان کوتاه و نمای متفاوت تبدیل می‌شود. بعد از دو برداشت این پلان ضبط می‌شود. حالا باید رضایی وارد اتاق شود، به سمت رادان برود و او را از خواب بیدار کند. یکی، دو بار با حضور نعمت‌الله این پلان تمرین می‌شود و بعد صدا، دوربین، حرکت. رضایی: ایرج، ایرج، خوابیدی؟ بیدار شو. ایرج کم‌کم چشم‌هایش را باز می‌کند و با دیدن رضایی با سرعت به سر او ضربه‌ای می‌زند رضایی از اتاق فرار کرده و در را پشت سرش قفل می‌کند. نعمت‌الله از رادان می‌خواهد آرام چشم‌هایش را باز کند و بعد دست‌هایش را به سمت یقه رضایی ببرد و ضربه بزند. او می‌خواهد این حرکت آرام‌تر انجام گیرد. خانزادی به رادان گوشزد می‌کند، مواظب میکروفن که به لباس حبیب رضایی وصل شده، باشد و به آن ضربه‌ای نزند. رضایی و رادان با هم تمرین می‌کنند و حین تمرین و بگو و مگو خنده‌شان می‌گیرد و سروصدای آنان دیگران را هم به خنده وامی‌دارد. یک‌بار دیگر این صحنه ضبط می‌شود. نعمت‌الله از زرین‌دست می‌پرسد: «خوب بود؟» زرین‌دست می‌گوید: «عالی، اما یک‌بار دیگر بگیریم.» نعمت‌الله در حالی که حواسش به بازی بازیگران است، نیم‌نگاهی هم به مانیتوری‌ می‌کند که به دوربین وصل است. او بر خلاف دیگر کارگردانان از مانیتور جداگانه استفاده نمی‌کند و همه‌چیز را در صحنه زیر نظر دارد. نعمت‌الله می‌گوید: «با مانیتوری که به دوربین وصل است، صحنه‌ها را کنترل می‌کنم اما این مانیتور بی‌کیفیت است و جداکردن آن از دوربین مشکلاتی دارد. پیچش هرز شده و گاهی اوقات زاویه دید سخت می‌شود اما تا جایی که ممکن باشد از مانیتور پلان را می‌بینم. بیشتر اوقات هم راش‌های ضبط شده را کنترل می‌کنم.» دوباره این پلان ضبط می‌شود. زرین‌دست جای دوربین را کمی تغییر می‌دهد. رضایی بیرون، پشت در و رادان داخل اتاق می‌ایستد. یکی از اعضای گروه روی زمین می‌نشیند طوری‌که در کادر قرار نمی‌گیرد و در را فشار می‌دهد تا باز نشود.
تبادل قرارداد بیست از زیر در
مسوول گریم مقداری رنگ قرمز کنار ابرو و روی دست رضایی می‌ریزد. ضبط این پلان شروع می‌شود. رادان: باز کن در رو.
رضایی: باز نمی‌کنم. زدن سرمو شکوندن. ببین داره خون میاد.
رادان: باز کن. کاریت ندارم.
نعمت‌الله کات می‌دهد. زرین‌دست از رضایی می‌خواهد، سرودستش را طوری بگیرد که لکه‌های خون مشخص باشد. کارگردان هم از رضایی می‌خواهد دستش را مدت بیشتری پشت شیشه‌ در نگه دارد تا رادان لکه‌های خون را ببیند. با سه برداشت، نعمت‌الله رضایت خود را اعلام می‌کند. حالا دوربین به داخل اتاق می‌رود و همین صحنه از آن طرف در فیلمبرداری می‌شود.
رادان: وا کن بهت می‌گم.
رضایی: بابا امان بده. قرارداد بیست آوردم.
رادان: بیست بخوره تو سرت. درو واکن. چک باشه می‌آم بیرون خرد و خمیرت می‌کنم.
رضایی: نقده؛ به‌خدا نقده….
رادان: درو واکن مایه‌رو بده…
رضایی از پشت شیشه پاکتی را نشان رادان می‌دهد و از زیر در پاکت را به داخل اتاق می‌فرستد. دوباره این پلان از بیرون از اتاق گرفته می‌شود. دوربین روی تراولینگ جا می‌گیرد و رضایی و رادان دیالوگ‌هایشان را می‌گویند. زرین‌دست از رادان می‌خواهد سرش را در حالی‌که به شیشه چسبانده، نزدیک سر رضایی بیاورد تا تصویرش واضح‌تر شود. دستیار صدابردار به سختی‌ بوم را نزدیک رادان نگه می‌دارد تا دیده نشود. خانزادی از رادان می‌خواهد کمی از شیشه فاصله بگیرد تا صدایش واضح شود. زرین‌دست نمایی هم از آمدن پاکت از زیر در به سمت رادان می‌گیرد. با آخرین برداشت این پلان و فرستادن پاکت از زیر در به سمت رادان فیلمبرداری‌ این سکانس به پایان می‌رسد، ساعت ۳۰/۶ بعدازظهر است و گروه از ۱۰ صبح در این لوکیشن مشغول کار بوده‌اند. قطع برق کار آنان را دو ساعت عقب انداخته وگرنه فیلمبرداری زودتر به پایان می‌رسید. هوای گرم بعدازظهر تابستان با وجود کولر و پنکه باشخصیت که به غیر از زمان فیلمبرداری با تمام توان کار می‌کردند، همه را از پای درآورده است. اعضای گروه از فردا در لوکیشن دیگری (بخوانید شرکت دیگری) که متعلق به یکی دیگر از متاهلان است، کار را ادامه می‌دهد. فیلمبرداری اواخر تیرماه به پایان می‌رسد. تدوینگر «بی‌پولی» هنوز مشخص نشده. نعمت‌الله یکی دو نفر را در نظر دارد که با توافق با مصطفی شایسته (تهیه‌کننده) تدوین فیلم را به یکی از آنان خواهد سپرد. نعمت‌الله هم مانند شایسته تاکید دارد اولین اکران فیلم در جشنواره فجر ‌باشد. سیامک انصاری زودتر از بقیه خداحافظی می‌کند. امیر جعفری و بهرام رادان پس از او می‌روند. رضایی پس از اینکه گریم خود را پاک می‌کند از گروه جدا می‌شود. نعمت‌الله جای خنکی پیدا می‌کند و کنار علی علایی یکی از بازیگران می‌نشیند و پلان‌های برداشت شده امروز را دوباره مرور می‌کند. محمد شایسته مدیر تولید عکس‌هایی را که با دوربین‌اش گرفته نگاه می‌کند. خستگی در چهره تمامی اعضای گروه به خوبی نمایان است اما همه آنها با انرژی و روحیه خوب کار می‌کنند. خستگی جسمی باعث نمی‌شود، چیزی از کار کم بگذارند. نعمت‌الله از سوژه فیلم خوشش آمده و فیلمنامه‌ای را که به همراه هادی مقدم‌دوست نوشته دوست دارد. این تنها دلیل او برای ساخت ملودرامی اجتماعی با پس‌زمینه طنز و کمدی پس از ساخت اولین فیلمش، «بوتیک» است که مضمونی تلخ داشت. او می‌گوید: «باید روحیه و انگیزه ساخت فیلم داشته باشم تا کارم را شروع کنم. در این مدت انگیزه‌ای برای ساخت فیلم نداشتم و ترجیح دادم از سینما فاصله بگیرم. شروع کار قبل از هر چیز به روحیه خودم برمی‌گردد.» او حالا انگیزه زیادی دارد و با انرژی به کار خود ادامه می‌دهد و آن‌طور که معلوم است از نتیجه کار راضی و به اکران آن امیدوار است. با انرژی و موج مثبتی که در گروه سازنده «بی‌پولی» وجود دارد این فیلم به احتمال بسیار زیاد یکی از بهترین فیلم‌های امسال خواهد بود و اگر مشکلی پیش نیاید و کارها به همین خوبی پیش رود، دومین فیلم نعمت‌الله یکی از برترین‌های جشنواره فجر امسال است

برچسب‌ها:
پنجشنبه, اسفند ۲۹م, ۱۳۸۷ فیلم ایرانی بدون دیدگاه »